ايران نظمبردار نيست ، مگر به زور پول و قشون بسيار منظم . اما ناصر الدين شاه مىتوانست همهء اين كارها را به زور استبداد و قشون بكند و نكرد . از محمد على شاه با اين وضع حاليه غيرمقدور و غيرممكن است .
ياد ايام ناصر الدين شاهى
دوشنبه ششم صفر - ايام ناصر الدين شاه ديشب و امروز چه هنگامهاى بود . در روزنامهء گذشته خود مفصلا شرح دادهام . سال اول كه من سنّم به جائى رسيده بود كه در همچو روزى حاضر شوم درست الان يادم مىآيد . حضرت و الا وزير عدليه بود و آن وقت برادر شاه آن هم وزير عدليه باشد خيلى شأن داشت . ملكآراى حاليه سرتيپ بود و آقاى عماد السلطنه سرتيپ توپخانه . هر دو با حسام السلطنهء مرحوم و بعضى از شاهزادگان ديگر كه جزو نظام بودند در سر ناهار با لباس رسمى ايستاده بودند . من كه جزو نظام نبودم و نشسته بودم منتهى آرزو و آمالم آن وقت اين بود كه درجهء نظامى داشته باشم و از اين لباسهاى مشعشع بپوشم . بعد از ناهار در همين اطاق برليان كه با حالا توفيرى داشت ايستاده بوديم . سر صف ملكآراى مرحوم ، بعد حضرت و الا ، بعد حاجى معتمد الدوله فرهاد ميرزا ، و زير دست او من . شاه به هريك ، يك اشرفى داد . اما معتمد الدولهء مرحوم چند عدد گرفت . از آنجا تخت مرمر رفتيم . معتمد الدولهء مرحوم به همه ما نور چشم مىفرمود . به من فرمود نور چشم برخيز و شعرهاى كتيبهء تخت را بخوان . من برخاستم اما در ميان آن جمع نتوانستم درست بخوانم . غلط مرا مىگفت و هر چه من طفره مىزدم او اصرار مىكرد . آخر حضرت و الا خواهش كرد تا مرا معاف فرمود .
من چهارده سال داشتم و لباس ماهوت آبى پوشيده بودم كه حالا هيچ معمول نيست و تا امروز بيست و دو سال و چيزى بالا است كه خيلى توفيرها و تغييرها روى داده كه در آن روز مخيلهء كسى خطور نمىكرد .
قتل قوام الملك
روزنامهء مجلس را خواندم . تلگراف شيراز در فوت قوام الملك را درج كرده بود .
نعمت الله نام پيشخدمت معتمد ديوان صبح ديروز به دو تير تپانچه كار قوام را ساخت .
قاتل دستگير شد . محققا بدانيد معتمد ديوان هم كشته و اغتشاش كلى روى خواهد داد .
انجمن اسلامى شيراز .
به اصرار و ابرام و هزار قسم پيشكش و تعارف خودى به فارس رسانيد و به كيفر اعمال خود رسيد . حقيقة قوام و پسرهاى او در شيراز متعدى بودند و بسيار ظلم مىكردند . من شيراز رفتهام و از ظلم و تعدى و مكنت آنها خبر دارم .