تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1980

مساهمون:

ص١٩٨٠
معلوم است اطاق بزرگ با اين بادمجان قاب‌چينهاى اندك خيلى ناگوار است جلوس فرمايند . به اطاق كوچك جنب آن رفتم . سه نفر محرر جلو و چند نفرى اطراف نشسته بودند ، از آن جمله اعتضاد الملك بود . لله الحمد حاجى صدر السلطنه از دربار مأيوس شده و دل از ناهار آنجا كنده .

مبل اطاق صدراعظم

در آن ايام چند نفرى بودند كه مبل اطاق صدراعظمى شده بودند مثل صندلى ، ميز ، اسباب بخارى . چه اتابيك صدراعظم بود چه نبود حاضر بودند . يكى صدر السلطنه بود ، يكى حاجى رضا خان ، يكى ميرزا محمود خان ، يكى اعتضاد الملك ، يكى سپهر ، يكى حاجى صدر الدوله و چند نفر ديگر . اينها آنقدر مىنشستند تا ناهار حاضر شود و ميل كنند . حتى يك روز در ايام صدارت مشير الدوله در صاحبقرانيه سر ناهار صدر السلطنه به جاى مشير الدوله نشسته و به سايرين از غذاهاى نزديك خود تعارف مىكرد . بلندبلند حرف مىزد كه نزديك بود از خندهء پيشخدمتها مجلس تماشائى شود . امروز معلوم شد كه يكىيكى سر خورده‌اند و اعتضاد الملك آخرى آنهاست كه فى الجمله حرارتى باز دارد و به كلى تمام نشده .

الموت و مأموريت ناظم العلوم

بعد از عنوان بنده جناب وزير فرمودند تلگرافاتى رسيده كه دو زن و چند بچه در آنجا مقتول شده . من گفتم خبر ندارم اما الموت جائى نيست آدم بكشند . فرمودند براى تصفيهء كليهء امورات قزوين و برقرار كردن انجمن ولايتى آنجا و اصلاح بين حاكم و اهل آنجا ناظم العلوم از طرف مجلس و من مأمور شده با دستورالعمل كافى مىرود ، كار الموت را هم رسيدگى خواهد كرد و اين آدم يكى از اشخاصى است كه مثل و مانند ندارد . من گفتم از خدا مىخواهم همچو ملائكه‌اى آنجا برود . شايد بعد از يك سال آسوده شويم . اما اين قتل و غارت تنها در الموت نشده ، نظرى هم به تنكابون كه همسايهء آنجا است بفرمائيد كه زنده‌زنده آدمها را به گور كرده‌اند . مملكت هرج‌ومرج شده . البته اين كارها واقع مىشود . پريروز در طهران چند نفر كشته شد ، در تبريز چند صد نفر . از آنجا اطاق دبير الملك رفتم . گفت بله ناظم العلوم براى كارهاى قزوين مىرود اما الموت كه كارش گذشته و احكامش صادر شده . گفتم خير آقاى دبير الملك وزير داخله اعتنا به آن احكامات ندارند و شما بىجهت اين مردم را جمع كرده گمان مىكنيد وزارت خانه داريد . حالا از سر نو بايد به هر كارى تحقيقات و رسيدگى شخصى بشود . ثبتهاى شما ول و كابينهء شما بىمعنى است . ايشان رجوع به شما نمىكنند كه از ثبت خارج كرده