تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1937

مساهمون:

ص١٩٣٧
مشروطه‌طلبيها و دادن تومان دويست دينار مثل ايام استبداد بلكه بدتر به مستوفيها خيلى صحيح و مربوط بود ، شاهزاده ملك‌آرا هم در درشكه منتظر [ بودند ] برخاستم و آمدم .

بىپول - جمع‌آورى طلا

چهارشنبه دوم - امسال هيچ زمستان نشده هوا از بهار ملايم‌تر است . چنانچه در اطاقهاى بيرون كه به سبك جديد درهاى محكم دارد ابدا آتش لازم نمىشود . پونه و سبزى صحرائى فراوان است . دور نيست كنگر هم آمده باشد . دو سه يخ مختصر هم گرفته شده فقط چند روز سرما براى گرفتن يخ ما لازم داريم . گندم خيلى ارزان است . زغال هم ارزان‌تر از تابستان شده . اما بىپولى روزبه‌روز در تزايد است . به كلى تجارت و دادوستد موقوف شده . طلا خيلى ارزان است . ديدم بانك شاهنشاهى نقره مىآورد . گويا اين مختصر طلا را هم مىخواهد جمع كند . تمام طلا و جواهرات مملكت ما را بانك شاهنشاهى انگليس برد . در عوض كاغذ داده است . من خودم وقتى كه قزوين بودم هفته‌اى دو مرتبه يك دفعه هفت صندوق ، پست ديگر چهار صندوق متصل حمل طلا مىكرد . سواى چاپار فوق‌العاده كه اغلب گارىگارى طلا مىبرد و سوار مستحفظ همراه آن مىكرديم تا سلامت رد شود . . . « 1 »

لوايح شعاع الدين ميرزا

بعد از ناهار خانهء شعاع الدين ميرزا رفتم . اجارهء اين خانه هم منقضى شده كه نمىدانم كدام محله‌اى بشود . قدرى در باغ گردش كرديم . در اين باغ از ايام طفوليت تا حال مأنوس شده‌ام . خوشا آن ايام كه خيلى طفل بوديم و از عالم خبر نداشتيم . ملك‌آراى حاليه سر حكومت عراق اين خانهء موروثى را گذاشت ، فعلا مال شيخ الاسلام قزوين است . بسيار هم مناسب خريد . دو لايحه براى روزنامه نوشته بود قرائت كرده تصحيح كرده شد اگر چاپ كنند . چندين دفعه امتحان كرده شده آنچه بيغرضانه نوشته شود دور مىاندازند .

انجمن سعادت - جريمهء دير آمدن

سركار و الا به « انجمن سعادت » مجبور بودند بروند . چون اعضاء اين انجمن اغلب از دوستانند مرا هم برد . پشت خانه‌هاى آقاى عضد الملك حياط كوچك مختصرى [ است ] به اطاقى داخل كرد . عز الممالك ، خبير همايون ، ملك‌آرا در اين انجمن عضو بودند . اسم آن را شنيده گمان مىكردم خيلى مفصل است . حالا هم هركس اسم او را از دور بشنود و
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .