چماق پلو
معتضد السلطنه بامزه مىفرمود . معنى چماق پلو همين بود . اينها را دعوت به چوب كردند نه به آن كارها كه خيال داشتند . پلو را در ميدان خوردند چوب را در عدليه . تا چشم آنها كور شود ديگر به رقعهء دعوت كسى حاضر نشوند .
به اين حكم شرعى حجج اسلام بايد خيلى خنده كرد زيرا هزار چوب و ده سال حبس در هيچ يك از كتب فقه و اصول نيست . معلوم مىشود حجج تربيتشدهء مشروطهخواه فقه و اصول ما را هم تغيير دادهاند به شكل جديد بيرون آوردهاند . حالا اگر اين حكم را شيخ فضل الله كرده بود چه تماشائى مىكرديم و چه چيزها مىخوانديم .
جريان خودكشى محقق الدوله
اما حكايت محقق الدوله . تحقيقات كامل شد باز خاطر جمع نشدم . تا عصر به خانهء عميد الدوله با شاهزاده ملكآرا رفتم . بهمن ميرزا هم آمد . ممتاز الاطباء كه با بهاء الدوله خيلى دوست است و خانهاش نزديك خانهء محقق الدوله و اول طبيبى بود كه آنجا حاضر شده اتفاقا وارد شد . با آنچه صبح شنيده بودم و كاملا و محققا در شهر شايع شده گفتهها مطابقت كرد كه ابدا ترديدى نيست . اولا آنچه محقق است محقق الدوله سه تير تپانچه در اطاق خالى كرده يكى به سقف اطاق خورده و جاى آن باقى است . ديگرى را بدون گلوله و باروط به دهان خود [ زده ] ، ديگرى را از شدت گرسنگى گويا بلع كرده باشد . زيرا نه به در و ديوار علامت آن هست ، نه بدن و سر و مغز آقا جراحتى دارد ، « خدايا زين معما پرده بردار » . مردم چقدر شياد و شيطان شده و به چه راهها خود را مشهور و معروف مىكنند .
سه حكايت براى اين خودكشى به زبان ما و « هيركرى » به زبان جاپنىها و « سوسيد » « 1 » به زبان فرانسهها نقل مىكنند . اول اينكه محقق الدوله ناظم مجلس [ بود ] و آنچه مخارج در اين مدت از بنائى و تعميرات مبل ، اسباب ، شام ، ناهار و غيره و غيره شده او متكفل بوده حالا از او حساب مىخواهند . چون مبلغى از آن را نوشجان [ كرده ] و به مصرف شخصى رسانيده به اين حقهبازى مىخواهد از ميان ببرد و بعبارة اخرى بخورد . دوم اينكه مبلغى كه مخارج كرده به همان امانت و قسم اولى كه وكلا خوردهاند خيانت نكند قناعت كرده ديگر صورت و ثبت برنداشته حالا طلبكارها زور آورده مطالبات خود را مىخواهند و مجلس از مشار اليه صورت و سياهه مىخواهد . چون
هامش
( 1 ) - كلمهء ژاپونى را معمولا « هاراكيرى » مىنويسند و فرانسهSuicideاست .