مهرش را پاى هر مكتوب ببيند همان تصور من را خواهد كرد . منقل آتشى بود . گرد آن حاجى امير الدوله كه ناظم آنجا خطاب مىكردند ، ملكآرا و اعزاز السلطان ، صاحبخانه جلال الممالك نام با چهار نفر ميرزا مانند كه نشناختم [ نشسته بودند ] . اول ورود هنوز حال و سراغى نگرفته گرد شعاع الدين ميرزا جمع شده كه يك ساعت دير آمدى ، دو هزار جريمه را بده . بعد از كشمكش زياد دو سه نفرى ميانه افتاده كه بابا اول وارد جديد را احترام كنيد بعد نزاع جريمه شود . امير الدوله مثل كنه چسبيده بود . سايرين مرا نشانيدند . آخر يك هزار از شعاع الدين ميرزا گرفتند تا ساكت شوند . قدرى صحبتهاى رسمى در انجمن شد كه من ابدا خودى داخل نكردم . بعد انجمن از رسميت خارج شد صحبتهاى متفرقهء بسيار [ به ميان آمد ] .
مستوفيها - تومانى دويست دينار
چون دو سه نفر آنها مستوفى بودند از دويست دينار كه براى حاشيهء قبوض گرفتهاند قالومقال شد . با وجودى كه قسم خوردهايد خيانت نكنيد و فردا هم قسم مجدد در حضور حجج اسلام و وكلا خواهيد خورد ، اين چه بىانصافى است . اگر ادارهء شما مواجب مكفى ندارد همه ادارات اينطور است . چطور آنها ابدا به صورت ظاهر مرسوم نمىگيرند و حال آنكه مستوفيها از همه بيشتر مواجب دارند و همه اهل مملكت ما مىدانند كه اين جماعت به چه اندازه ماليهء ايران را مغشوش كرده و چهها كردند . جواب مىدادند مجلس گفته و نظام السلطنه نوشته . پس چرا در روزنامهء مجلس وكلا انكار كردند . جواب دادند كميسيون ماليه حكم كرده بود ، چون ديدند ساير وكلا قبول نمىكنند ناچار آنها هم ابا كردند . اين حكايت تومانى دويست دينار سابقا خيلى كم معمول بود .
عين الدوله ملعون نمىدانم به چه ملاحظه حكم صريح داد . حالا هم به همان حكم جبرا قهرا گرفته و خواهند گرفت . احدى نيست مدعى شده جواب مسكت بدهد .
اخبار از زبان لواء الدوله
يك ساعت از شب رفته بود لواء الدوله مدير انجمن آمد . چون از وكلاى بلديه است و كار دارد دير كرده بود . انجمن هفت نفرى چون از رسميت خارج شده بود مشار اليه هم بناى صحبت را گذاشته ، اخبارات كه شنيده شد از اين قرار است . قاتل فريدون « شيدايف قفقازى » معلوم و محقق شده . ورامينيها « 1 » مقصرين را از دست مأمورين گرفته
هامش
( 1 ) - بعد معلوم شد ورامينىها اين نيت را داشتند ليكن خود مقصرين راضى نشده بودند ( يادداشت در حاشيه از مؤلف )