تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1929

مساهمون:

ص١٩٢٩
بسته مسجد شاه حاضر شويد تا قرارى در اين كار بدهيم و اگر مجازات آنها را هم ندادند خودمان بدهيم . بعد هم صحبتهاى ديگر كرده بود كه چندان اهميت نداشت . باز ملك ايستاده نطق مىكند و آخر مىگويد دكان بستن لازم نيست خودمان در مسجد شاه جمع مىشويم . پاكت را براى ظفر السلطنه بردند و متفرق شدند . اما از آن طرف احتشام السلطنه صبح مجلس رفته و اغلب وزراء هم رفته بودند و نصف بيشتر مردم سواى اين اشخاص همراه و پشت او هستند . تقصير بزرگ احتشام السلطنه اين است كه مسلمان و متشرع و معتقد به دين مبين اسلام است و حضرات رئيس مسلمان نمىخواهند . از خودشان باشد يا اقلا مثل صنيع الدوله و طايفهء مخبر الدوله اسما مسلمان . آقا سيد عبد الله هم براى اجراى مقصود خود با آنها همراه شده . باز خبر آوردند كه بعد از ظهر آقا سيد عبد الله خانهء آقا سيد محمد رفته و جمعى آنجا جمع شده مشغول اصلاح مىباشند . دور نيست اصلاحى بشود . اما معلوم است چه قسم صلحى است . يك ساعت و نيم از شب رفته برخاستيم . پنجشنبه 25 - امروز عصر جمعى از شاهزادگان و جناب ظهير الدوله براى كنكاش شرح مسئلهء ارثيه اينجا دعوت داشتند . صبح را مشغول ترتيب اطاق تهيهء عصرانه بودم . . . حضرات تشريف آوردند . هميشه مجسمهء يأس ما عميد الدوله [ است ] امروز معتمد الدوله مجسمهء آيه يأس شده بود . قرار شد خانمها وكيل معلوم كنند . چند نفرى هم فردا نزد وزير عدليه رفته تفصيل را مقدمة حالى كنند و بعد شروع به عرض شود .

آقا سيد عبد الله در خانهء احتشام السلطنه

آقا سيد عبد الله امروز منزل رئيس رفت . ناهار هم آنجا بود . وكلاى آذربايجان هم آنجا رفته التماس كردند رئيس مجلس برود . مىگويند مطابق اصل سيزدهم قانون اساسى كسى حق ندارد به اعضاء مجلس حكومتى كند مگر خود آنها و اينها كه نطق كردند وعظ كردند خواستند شورش برپا نمايند مطابق آن اصل ابدا حق ندارند كلمه‌اى تعرض كنند ، چه رسد به آن حرفها و فضوليها .

اخبار خانوادگى

چند تلگراف امروز براى قزوين مخابره شد كه ممد احكام سابقه باشد بلكه خلاص شويم كه حضرت و الا دقيقه‌اى آسوده نمىگذارد . من چندان آدم زرنگى نيستم . از دوندگى و مجلس اين و آن رفتن بسيار اكراه دارم . مراودهء من هم [ با ] اشخاص معلوم است . بيشتر همانهاست كه اسامى آنها در روزنامه ذكر است . كار خودم و آقاى