شيراز بود ، بعد طهران آمد . بواسطهء كمالى كه دارد هرجا برود دشمن پيدا مىكند . مگر اين مشروطه مانع اخراج او از طهران بشود . فعلا جزو امناى « مجمع قاجار » است . خيلى هم ميل دارد به جاى ثقة السلطنه وكيل شاهزادگان شود . اما به همان جهت اتهام ملاحظه داريم مبادا پذيرفته نشود و اسباب زحمت گردد .
هنوز جواب كاغذ حضرت و الا كه چهارشنبه 26 ذيقعده براى رئيس مجلس فرستاده شده نرسيده . از اين معلوم مىشود كه چقدر دفتر منظمى دارند كه جوابها به زودى مىرسد .
يكشنبه 14 ذى الحجه - صبح حضرت و الا اندرون احضار فرمودند . پاكتى از افخم الدوله رسيده بود به تاريخ دهم كه با حاكم مرافعه كرده بهيچوجه اعتنا به احكام ندارد . خودم و اين سوار تا كى بمانيم . حالت حضرت و الا پس از قرائت عريضه معلوم است . من هم از دو سه جا اوقات تلخى دارم . يك ساعت مباحثات طول كشيد . نزديك بود به جاى نازك برسد . آخر كوتاه انداخته برخاستم . بعد از ناهار نسقچىباشى آمد مىگفت سوار خواجهوند را به من دادهاند . اطلاعات تحصيل مىكرد . عذر خواستم كه دربخانه بايد بروم . او با حاجى صفر مشغول احوالپرسى كبوترها شده من رفتم .
سابقا چون هميشه اين بالاخانهها مسكن صدراعظم بود اطاق بزرگ جلوس مىكردند . حالا جمعيت كم است آصف الدوله آن اطاق را ترك كرده اطاق جنب او مىنشيند . چه كسها و چه روزها را در اين اطاق ديدهام . هر چيز دنيا اسباب عبرت است .
اگر آدم عبرت بگيرد . . . « 1 » تا مرا ديده صحبت روز عيد يادش آمده به بنان السلطنه گفت تلگراف شاهزاده را بنويس كه به همان احكام كه شما حكومت مىكنيد و حاكم شديد به همان احكام مىگويند فلان را عزل و به خود حضرت و الا واگذار كن . عجب پسرهء ابلهى است . اطاق ديگر رفتم بنان السلطنه با چند نويسنده يك سمت اطاق روى زمين مقابل آنها [ نشسته ] سه نويسنده روى صندلى و ميز تحريرى در مقابل . بعد كه از دبير الملك جويا شدم گفت آن صندلىنشينها اجزاء اداره ، ديگران اجزاء شخصى آصف الدوله هستند .
تلگراف سختى نوشته تا مهر كردند طول كشيده خودم نزد دبير الملك براى ثبت بردم .
حقوق اعضاء ادارات - گرو
اين ادارات در طهران مختصر نظم و ترتيبى دارد اما هنوز مفصل نيست و به ولايات هم روانه نشده . همين طهران را مواجب نمىدهند و هر ماه دو سه مرتبه اجزاء ادارات
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .