بنان همايون از وقتى كه از خدمت حضرت و الا بيرون آمده نزد وزير دربار حاليه است . از دربخانه اطلاعات صحيح دارد .
قسم سوم شاه
روز دوشنبهء گذشته شاه قسم ثالثى خورده وكلا قدرى التماس كردهاند و قدرى از اوضاع مملكت واضح و آشكار عرض كردهاند . شاه هم فرمايشات زياد و نصيحت بسيار فرموده . تمام گذشته را طرفين فراموش كرده عقد اتحاد تام تمامى بسته شد . همه مردم اميدوارند امورات اصلاح شود . وكلا هم تعهد كردهاند مجلس را منقح كرده مفسدين را خارج كنند . اين زحمات را جناب عضد الملك كشيدند و الحق حق بزرگى به گردن همه خواهند داشت .
صنيع حضرت
صنيع حضرت را هم پريشب در خانهء پدرزنش محلهء دروازه قزوين گرفته با جمعى ديگر كه وزير جنگ صراحة فرموده است دو نفر از قاتلين ارباب فريدون داخل آنها و شناخته شده است ، اما اسم و رسم آنها گفته نمىشود تا سايرين هم دستگير شوند . اين اشخاص كه متصل دستگير و حبس مىشوند همه را به رقعهء دعوت و تقديم تنخواه فريب داده در ميدان جمع كرده بودند . بعضى از آنها زير چوب فرياد كرده بودند ما بر حسب وعدهء شما و احضار شما و نويد شما حاضر شديم حالا بايد چوب هم بخوريم .
سلام - شتر قربانى
بارى پنج ساعت و نيم از دسته گذشته بود دربخانه رفتم . شهرت داشت شتر قربانى را در ميدان توپخانه ذبح مىكنند . اما معلوم شد از قرار معمول همه ساله همان جلوى بهارستان و نگارستان ذبح شده است . به محض ورود من شعاع الدين ميرزا رسيد . گفتيم قبل از سلام شرفياب شويم بهتر است . وقتى به اطاق برليان رسيديم كه جمعيت بيرون مىآمد داخل اطاق شديم . فقط ظهير الدوله ، علاء السلطنه ، مستوفى الممالك ، ناصر السلطنه بودند . شاه لباس مرواريد را پوشيده [ با ] جيقهء درياى نور و شمشير تمام الماس . تا مرا ديد فرمود شاهزاده شما قزوين رفته بوديد . عرض كردم اخوى خانهزاد حاجى افخم الدوله رفته . فرمودند پس من اشتباه در لقب كردم . بعد نزديك من شده فرمودند ديروز شاهزاده آمده بود اما من مشغول نوشتن تلگرافات بودم آنطور كه بايد پذيرائى نشد ، يقين باز شكايت الموت را داشتند . جواب عرض كردم ديروز فقط براى زيارت آستان مقدس بود اما بله الموت هم منظم نمىشود . سرى تكان داده فرمودند