تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1902

مساهمون:

ص١٩٠٢
خودشان را به عشاير رسانيده و تبعهء عثمانى شده‌اند . از اين تلگرافات و آنچه سابقا شده بود معلوم مىشود فرمانفرما غرور و تهور بى جا كرده با همان عده سوار زبدهء خود وارد ساويچ‌بلاغ شده غافل از اينكه خصم بيدار [ ست ] و حيلهء ديگر مىكنند . اين اول سردار ماست . وزير جنگ و از صاحب‌منصبان اطريشى بوده . بىكنكاش و شوراى عسكريه همچو حركتى را ناشى مىشود . بدتر از همه اينجا شهرت دارد كه علاء الدوله آذربايجان مىرود و او معزول است . اين خبر هم آنجا برسد كارش تمام است . باز نوشته بود بانه و سقز را هم عثمانى گرفته ، در خانقين اردوى مفصلى حاضر كرده . با اين احوال خبر تلگرافى رسيده كه ديروز رئيس كميسيون عثمانى طاهر پاشا مهمان رئيس كميسيون ما محتشم السلطنه بوده و با كمال الفت و دوستى بوده‌اند . پس‌فردا هم سفير كبير عثمانى جهت جامعهء اسلاميه تبريك عيد خواهد آمد .

انجمن فرهنگ

سه ساعت به غروب مانده خانهء شعاع الدين ميرزا رفتم . اطاق سرد [ بود ] خودش هم با وجود آن‌كه احضار كرده بود اندرون خواب بود . بعد از مدتى لرزيدن بيرون تشريف آورد با يك دامان عذرهاى بىمعنى . چاى خورده آراء به آن قرار گرفت « مجمع قاجار » رفته از آنجا به اتفاق عميد الدوله خانهء ظهير الدوله . پاكتى از « انجمن فرهنگ » قرائت كردند دو نفر نماينده خواسته بودند كه در آنجا براى امنيت شهر و بعضى مذاكرات مهم گفتگو كنند . اين انجمن فرهنگ از « اتوديان » « 1 » هاى شهر كه شاگردهاى تحصيل كرده باشند منعقد [ شده است ] و درس مجانى هم مىدهند . ساعت چهار به غروب مانده وعده خواسته بودند ، يك ساعت به غروب مانده رسيده بود .

امنيت

امير الامرا آمد . او چون در چند انجمن عضويت دارد ( زيرا يك انجمن و يك وزارت داخله براى حرف زدن و كار كردن او كافى نيست ) مىگفت مىخواهند مجلس را ملزم كنند كه از وزير داخله و وزير جنگ التزام به مدت معين گرفته شود كه اگر امنيت ندادند مجازات شوند و اين مسئله با حالت حاضرهء مملكت و شهرهاى ايران غير مقدور و غيرممكن است و هيچ وزيرى زير اين بار نمىرود . پليس نيست ، سرباز صحيح نيست . خود اين انجمنها هم از همه بيشتر شلوغ مىكنند . بدتر از همه مجازات و ترس هم از
هامش
( 1 ) .etudiant .