جمشيد بيك ديده و خوانده . قرار شد فردا بياورد .
سه طايفه مشروطهخواه
اين جماعت كه در بهارستان جمع مىشوند گذشته از فتنه و آشوبطلبها و آنها كه جيرهخور و موظف روس و انگليس هستند و جماعت ديگر كه ملعبه و بازيچهء حضرات كه هرجا آنها بروند اينها از روى بيشعورى همراهى مىكنند سه طايفهء ديگر هست .
يكى اولاد و اقوام و نوكرهاى كسانى كه مال و دولت زياد دارند و اسمشان به ظلم و ستم و بيداد معروف و مشهور شده مثل ظل السلطان و سپهدار و غيره . چنانچه پسرهاى ظل السلطان خصوصا اسمعيل ميرزا شب و روز آنجا تفنگ در دوش با ادنى كاسب همخواب و همخوراك شده بود . بواسطهء اين حسن خدمت مىخواهد محفوظ و مصون دارد مايملك پدر خود را كه از كرورات گذشته تقريبا مليونر و اول متمول مملكت ايران است .
ثانيا كسانى كه نجيب هستند يا از خانوادهء سلطنت مىباشند اما به يك جهتى فقير و مسكين ، يا از طرف پدر مردود يا از سمت دولت مأيوس مىباشند و مىخواهند در اين فتنه و آشوب كسب افتخار و معاشى نموده باشند . مثل ظهير السلطان پسر ظهير الدوله از ملكهء ايران عمهء بزرگ شاه . از طرف پدر رانده ، از طرف مادر رانده . جوان [ است ] و هيچ ندارد . يا مثل امجد الملك . خود معتضد السلطنه براى مؤونهء خود معطل [ است . ] او مشغول فراهم نمودن معاش است . چنانچه گفتند از ظل السلطان ششصد تومان ، از اتابك مرحوم پانصد تومان گرفته بود .
طايفهء سيم اشخاصى كه از هر دو طرف خيال انتفاع و جلب منفعت دارند . خودشان در خدمت شاه ، پسرهايشان يا كسانشان در مجلس تفنگ به دوش بود [ ند ] و اگر به آنها ايراد مىشد جواب مىدادند جوانها نااهل شده و اين مشروطه همه را ضايع كرده [ است ] اطاعت ندارند ، خودسرى مىكنند . در صورتى كه دروغ مىگفتند و خودشان دستور العمل داده بودند براى اينكه هر دو جا را در دست داشته باشند .
شكر مىكنم خدا را كه جمع ما خارج از همهء آنها [ ست ] نه ظلم كردهايم و نه مكنت زياد داريم ، نه براى نان شب محتاج [ ايم ] ، نه از آن گروه كه طمع و حرص آنها هر دو جا را مىخواهد گول بزند . تماشاى دو طرف را مىكنيم و به هر دو سخريه و خنده مىكنيم كه ايام تماشا و خنده و راحتى است .