تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1871

مساهمون:

ص١٨٧١
خواهد شد [ كه ] آن سرش ناپيدا . سه ساعت از شب مىرود . خسته شده‌ام . صداى تفنگ و تپانچه بلند است . جماعتى هم الان از پشت ديوار ما گذشتند . تقى ، حسن خان ، چنگيز هر سه را شب گفته‌ام اينجا مىخوابند . اما هر سه نفر به قدر يك نفر آدم نيستند .

اختفاى سيد جمال

جمعه 14 ذىقعدة الحرام - حاجى افخم الدوله تفصيل ديروز را عصرى از يكى از اقوام رئيس مجلس پرسيده بود . بيانات اوست : « جنگى پائين منزل ما الان شروع است . صداى تفنگ ، تپانچه و قال مهلت چيز نوشتن نمىدهد . خدا به خير بگذراند . چند نفر كشته شود . متصل صداى تفنگ است كه مىآيد . » بارى اول صبح مردم در مجلس جمع شده‌اند . بيشتر همان مفسدين كه مىخواهند متصل آشوب باشد تا مقصود آنها به عمل بيايد . ملك هم منبر رفته مردم را تحريض و ترغيب مىكند كه همه حرفها دروغ است گوش ندهيد و پراكنده نشويد . مىخواهند چنين كنند ، چنان كنند . ( سيد جمال از همان روز اول مخفى شد . چون مشار اليه با دو طرف دشمن و از دو طرف بدگوئى كرده اطمينان از اينجا و آنجا هيچ ندارد ) . بعد يكى از وكلا بيرون آمده نطق مىكند . مردم را امر به رفتن خانه‌هاى خود مىكند . او را فحش مىدهند و مىخواهند بزنند مىرود . رئيس مجلس آمده نطق مىكند باز مردم نمىروند . ( در اين مواقع هنگامه‌طلبها در ميان جمعيت متفرقا ايستاده مهلت نمىدهند كسى چيزى بگويد . خودشان از هر سمت فرياد مىكنند هركس بىاطلاع باشد گمان مىكند از قول همه مىگويد . ( خصوصا در هر لباس هم هستند ) . اين خبر به ميدان مىرسد چادرها را بلند مىكنند و جمع مىشوند . يك دسته هم به سمت مجلس حركت كرده نزديك ادارهء تراموه و تلفن بريگاد قزاق جلوى آنها را گرفته . آنها هم از همانجا شليك زياد به سمت مجلس مىكنند . از آنجا تا مجلس مسافت زيادى است . يك خودنمائى و هرزگى بوده است كه مىكنند . بعد شجاع السلطنه و امير بهادر رسيده مراجعت مىدهند .

نطق سيد عبد الله

خبر كه آنجا مىرسد خود آقاى آقا سيد عبد الله بيرون آمده بعد از نصايح زياد فحش بسيار هم مىدهد كه نمىدانم نيت و خيال شما چيست . آنها كه به قول شما از اراذل [ و ] اوباش بودند پراكنده شدند ، شما كه خود را تربيت شده مىدانيد هرچه مىكنند نمىرويد . صحبتى بين ما و آنها است ، قرار بر اصلاح و مذاكره از طرفين گذاشته شده .