تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1870

مساهمون:

ص١٨٧٠

ملا محمد مسيو ( نديم السلطان )

اين نديم السلطان ( ملا محمد مسيو ) معلم معز السلطان و معين دفتر بود . آنها فرانسه مىخوانند اين هم با آنها تحصيل كرد . كارش معلمى و نديمى بود . مخارج خود را از انعام و احسان اين و آن بيرون مىآورد . دو سفر با قوام الدولهء حاليه كه آن‌وقت معاون الملك بود و ملا محمد معلم پسرهايش فرنگستان رفت . دفعهء ثانى با قوام الدوله برهم زده از راه تبريز خواست مراجعت كند شاه مبرور كه آن‌وقت وليعهد بود نگذاشت . لقب نديم باشى داده گاهى هم چند لغت فرانسه جويا مىشد . نديم السلطان اصفهانى و همه فن حريف است . ميان خلوت شاه قربى پيدا كرد . در اين مدت سلطنت نديم السلطان دو سال وزير انطباعات [ بود ] . سه سفر فرنگستان ملتزم ركاب [ و ] صاحب چهار هزار تومان مواجب [ و ] دو ملك شش دانگ از خالصهء اصفهان يكى مهيار معروف [ و ] ديگرى « تله جرد » شد . مبلغها هم پول نقد مداخل و انعام گرفت . حالا صاحب همه چيز است . اين يك نفر طلبه‌اى بود كه در مدت قليل از قبل مظفر الدين شاه آنقدر برد . سايرين را على قدر مراتبهم از اين‌رو قياس كنيد . امسال مواجب او را ششصد كرده‌اند و الحق باز زياد است . التفات مظفر الدين شاه نسبت به نوكرهاى شخصى خودش حد و حصر نداشت . خدا مىداند چه بردند و چه اندوخته كردند . اين نديم السلطان يك نفر از صفّ نعال و بىعرضه‌هاى آنها بود و به اندازهء طلبه‌گى خودش برده كه مقابل با نوكرهاى پنجاه سالهء معزز محترم ناصر الدين شاه دارائى بلكه علاوه دارد . حقيقة مظفر الدين شاه تحفة الملوك بود . . . « 1 »

اخبار متضاد

اخبار زياد مىرسد ، چون تمام متضاد است من نمىنويسم . تا انشاء الله صبح خودم تحقيقات كرده [ بنويسم ] . از قرار معلوم از قزوين جمعى به كمك مجلس آمده‌اند ، همين طور از اطراف طهران به كمك ميدانيها . اين رشته سر دراز پيدا كرد . گمان نمىكنم تا يك مجادله نشود اصلاح گردد . دزدى ، زخم‌كارى در شهر زياد مىشود . روز روشن مردم را لخت مىكنند . عباى هركس را برمىدارند . هيچ‌كس قادر نيست تنها حركت كند يا شب بيرون بيايد . اين اغتشاش آن به آن بالاتر مىرود و هرج‌ومرج زيادتر مىشود . [ ثقة السلطنه ] اول وكيلى بود كه از شوراى ملى مرحوم شد . حالا سر همين وكيل كه از سلسلهء نجبا و شاهزادگان است براى اين صد تومان مقررى و اين مداخلها يك مرافعه
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .