آويخته كه هرگز تپانچه به خود نديده است .
مشهدى اكبر
مشهدى اكبر للهء هرمز ميرزا يك روز قبل از اين هنگامه ، همانقدر بوى شورش را استشمام كرده اسهال گرفته با آن هيكل و قد و قواره از اطاق بيرون نمىرود .
سيد مجتبى
سيد مجتبى بسيار مىترسد اما به روى خود نمىآورد .
تقى
تقى خيلى شاهنامه مىخواند . اما ديشب آن جمعى كه از پشت خانهء ما گذشتند تقى جلوى آنها واقع شده بود داخل حياط شد رنگ رو نداشت .
چنگيز
چنگيز متصل عرق مىخورد و از مشروطه بد مىگويد .
انجمن كاكاها
راستى كاكاها هم انجمنى تشكيل داده و چنگيز و حاجى رمضان هم دعوت شده بودند .
عصر خيابان رفتيم همه دكاكين بسته بود . ميرزاى صبورى از مجلس مىآمد گفت جمعيت كم است . آنچه هستند در توى مسجد نشستهاند كه مرئى نباشند . چهل نفر سرباز هم در مجلس و توى مجلس چاتمه زده كسى را جز وكلا و خدمه راه نمىدهند .
در ميدان چادرها بود اما جمعيت كمتر شده است . قرار بود عضد الملك برود آقايان را بياورد ، سيدين سندين با وكلا آمده گفتگو كنند .
آقايان ميدان
اقبال الدوله امروز گفته بود بچههاى ميدان داشتيم ( چاله ميدان ) حالا آقايان ميدان هم پيدا كرديم . هرجا در خيابان لالهزار لوحهء ادارهء روزنامه بود كنده به ميدان توپخانه برده آويزان كرده فحش داده بودند . هيچ از موعظهء سيد على آقا مسبوق نشديم . مىگويند عالم است و بسيار خوب صحبت مىكند .
سيد جمال
گمان نمىكنم به پاى آقا سيد جمال برسد . حقيقة خلاق سخن است . افسوس كه نيت صحيح ندارد . مغرضانه حرف مىزند . روزنامهء « الجمال » بعضى از مواعظ او را نوشته