ميدان مشق به درخت توتى آويزان كرده چادر و چاقچور او را هم كمر درخت پيچيدهاند .
ابو القاسم خان مىگفت ( بعد هم حاجى رمضان آمد ) جوان قوىجثهء چاقى بود . ريش خود را تراشيده بود . زير شلواركش پايش بود با شلوار ماهوت آبى . جوراب ساقه بلند ، بند شلوار و بند جوراب « يلن » زنانه داشت . يك دست و نصف صورت و شكمش را انداخته و پاره كرده بودند . صداى تپانچهء آقا على و صداى مردم باعث يك هيجان و آشوبى شد كه به زحمت ساكت كردند .
حقهبازى - غرض
ملاحظه كنيد مردم مملكت ما چه قسم شدهاند و چطور آنها از دين و آيين خارج شدهاند . اين مرد به اين قطورى ، گندگى خيلى افسوس دارد كه با چادر و چاقچور و زنانه رفتار كند . چرا مرد مردانه جنگ نكرد . امروز دو قتل در توپخانه شد . يك نفر هم زخمى ، يكى هم محبوس و اينها خوب نيست . چرا كه اگر ميل افساد ندارند اين حقهبازى و زنانهبازى چيست . جماعتى جمع شده با وكلاى خود گفتگوى دينى و حقوقى و ملى دارند . بايد نشست و تمام كرد . شما وكلا موكلين همينها هستيد نه موكلين آن چند نفر يا هزار نفر كه به شما خدمت مىكنند [ و ] آب و غليان مىدهند .
پس چه فرق كرد ؟
همين مسئله معلوم مىدارد كه غرض در كار است . اينها ملت شما ، موكلين شما ، صاحب و مالك همين آب و خاكند . از ارمنستان و فرنگستان كه نيامده [ اند ] به شما وكلا ايراد يا عرض كنند . پس اگر بنا باشد به شما وكلا هم موكلين شما مثل پادشاههاى سابق رفتار كنند و گله و ايراد وارد نياورند و عرايض صحيح خود را نكنند چه فرق كرد . پس معنى حريت ، آزادى ، برابرى چيست و كجا شد . تو هم مثل عين الدوله ، تو هم مثل ناصر الدين شاه .
پسر ظهير الدوله
گفتند ظهير السلطان پسر ظهير الدوله تفنگ به دوش قاپچى در بهارستان شده .
سيف الله خان پسر وزير نظام با پسر ميرزا سيد احمد مستوفى صاحبمنصب نظامى ، امجد الملك پسر شاهزاده معتضد السلطنه كه از روز اول فدائى دروغى بود مشير و مشار است . « 1 »
هامش
- اما آويختن درخت و آن تفاصيل راست بود . ( حاشيهء مؤلف ) .
( 1 ) - دو سطر و نيم را خود سياه كرده است .