قريب هزار و پانصد نفر در اين مهمانى بودند ، امسال دويست نفر نبودند . سر ميز غذاى فرنگى همه ساله دويست و پنجاه نفر بود ، امسال نود نفر بيش نبود . آقاى نايب السلطنه آن همه مخارجى كه در باغ اميريه كردهاند براى همچو شبى بود . تا حال آنجا مهمانى نشده است . امسال مىخواستند آنجا مهمانى بكنند كه نشد . بارى دوازده هزار چراغ در باغ روشن بود ، بيش از بيست هزار در بيرون باغ . شام جزئى با احتشام الدوله خورديم . شام فرنگى دو ساعت و نيم طول كشيد . بعد از شام به بالاخانهء سردر رفتيم . آتشبازى خوبى بود . دود خيلى اذيت كرد . سينه براى كسى باقى نگذاشت . فرنگيها اغلب بودند . خيلى صحبت با آنها شد . نصف شب مجلس تمام شد . با محمد آقاى سرتيپ به منزل آمدم . الحمد لله خوش گذشت . تماشا زياد داشت .
دوشنبه هفتم - صبح از شدت بيخوابى ديشب دير از خواب برخاستم . من صبحها به عوض بعد از ظهر خواب مىكنم . عصر در روضه جمعيت زياد شد . ساعت چهار و نيم بعد از ظهر به شارژدافر انگليس وعده داده بودم نيم ساعت قبل از وقت راه افتادم . در سر وعده رسيدم . شارژدفر اطريش و يكى از نايبهاى سفارت انگليس آنجا بودند . خانم شارژدفر هم بود . قدرى نشسته صحبت كردم . بعد به محل بازى رفتيم . اين محل غير از محل سفارت است . اينجا عمومى است . هركس ماهانه بدهد داخل اجزاء است . تماشا زياد كردم . وزيرمختار انگليس سخت ناخوش است . هيچ حركت نمىتواند بكند . بيم خطر دارد . مغرب از آنجا راه افتاده سه ربع از شب رفته به منزل رسيدم .
وضع روضه
چهارشنبه نهم صفر - در روضه صد و هفتاد نفر زن و هشتاد نفر مرد آمده بود . عصر حضرت و الا شكار تشريف بردند . سه بلدرچين شكار فرمودهاند . آقاى عماد السلطنه شهر تشريف برده كه از آنجا به غياثآباد ورامين ده شبه تشريف ببرند .
من هم انشاء الله همراه نواب عليه به قم خواهم رفت . محمد حسن ميرزا هم خواهند بود .
جمعه 11 صفر المظفر - امروز عصر روضه ختم شد . خداوند قبول فرمايد .
جمعيت زياد بود دويست نفر زن بود ، بجز دخترهاى كوچك . گويا دويست و پنجاه نفر زن و بچه بود . يك ساعت به غروب مانده با حضرت و الا منزل وزيرمختار ينگى دنيا رفتيم . صحبت زياد شد . روز جمعه شهر مىرود كه از آنجا برود اسلامبول خواهرش را بياورد . يك مرتبه ديگر خواهرش به ايران آمده حال هم مىخواهد بيايد سياحت كند . وزيرمختار انگليس به شدت ناخوش است .
يكشنبه 13 صفر المظفر - به عزم شهر سوار اسب قيقاج شدم كه رفته تهيهء رفتن قم را بكنم . خيلى تند به شهر رفتم . آقاى عماد السلطنه به غياثآباد رفتهاند . دو ساعت به غروب مانده سوار شده غروب شمران پياده شدم . انشاء الله روز سهشنبه حركت مىكنيم .