تشريف آوردن اعليحضرت و رفتن در چادر من هم به چادر رفتم . سفير سويد با سه نفر همراهان خودش در چادر ديگر بود . جنرال گردون انگليسى كه آتاشه ميليتر سفارت است با لباس قرمز بود . حكيم كاسون هم تشريف داشتند . مدتى با حكيم صحبت كرديم . خود جناب سفير سويد مير شكار اعليحضرت اسكار است . نايب دوم « شامبلان » است . يك نفر ديگر آتاشه است و لباس سوارهء « هوسار » پوشيده بود . شخص چهارم مترجم است . زبان تركى بلد است . آقاى عماد السلطنه هم تشريف آوردند . آن آتاشه لباس غريبى پوشيده بود . نيمتنهء پوست پوشيده بود و دستش را توى آستين نكرده بود و يك كيف مانند چيزى بلند روى پاى چپ آويزان كرده بود اسمش به انگليسى « سبرتچ » است . از خصوصيات لباس سوارهء « هوسار » است . آن كسانى كه در چادر بودند مىگفتند لازم نبود در اين هواى گرم لباس پوست تن كنى كه از شدت گرما آستين را نپوشى . بعد از اتمام سان سوارهء قزاق مشق شليك و تاخت خوبى كرد . تعريف داشت . نزديك سوار شدن باد به شدت وزيد . طوفان بد كثيفى شد . تا منزل همه را به تاخت آمد و خاك زيادى به سر و صورت و چشم نشست . سه ربع به غروب مانده منزل آمدم . حضرت و الا تشريف آورده بودند . شب تشريف داشتند . آقاى عماد السلطنه هم بودند . خداوند دخترى به آقاى عماد السلطنه داده . انشاء الله قدمش مبارك و ميمون است . فردا شب شش وعده داريم . عصر از منزل سوار شده به خانهء نواب مستطاب عليه والدهء حضرت و الا رفتيم . حضرت و الا ملكآرا ، نواب عليه عفت الدوله و عندليب الدوله تشريف داشتند . تا پنج ساعت از شب گذشته آنجا بوديم . بعد به منزل محمد حسن ميرزا رفته استراحت كردم . سفير سويد روز سهشنبه مىرود اين سفارت دوم سويد است به ايران . سفارت اولش در عهد شارل دوازدهم بود كه به خدمت شاه سلطان حسين صفوى آمده بود . بارى احترامات فوق العاده به اين سفير كردند . هوا قدرى گرم شده است . مردم در تهيهء ييلاق هستند .
* * * تمام شد اين روزنامهء چهارم بعون الله تعالى كه وقايع پانزده ماه در اين جلد نوشته شده است .
تصحيح مطبعى روزنامهء چهارم در 27 تيرماه 1371 در كوشكلورا انجام شد .
ايرج افشار
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٢٧٦