تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

1306

صبح روز شنبه غرهء شهر محرم الحرام سنهء 1306 هجرى - منزل محمد حسن ميرزا در دزاشوب موعود بوديم . ناهار بوقلمون خوبى خورده شد . عصر به منزل آمدم . حضرت و الا تا آخر دههء اول تجريش تشريف دارند . انشاء الله دههء دوم جهت روضه‌خوانى به شهر خواهيم رفت . هواى شهر هنوز گرم است . تجريش خوب هوائى دارد . امروز اول سال عرب است . انشاء الله مبارك خواهد بود . زياده چه نوشته شود . آجودان حضور قهرمان قاجار .

تعزيهء مسلم - هند

دوشنبه 3 شهر محرم الحرام - صبح در ركاب حضرت و الا سوار شديم . رو به شهر به تماشاى تعزيه روانه شديم . دو ساعت و نيم از دسته گذشته به منزل رسيديم . بعد از ناهار به تكيه رفتيم . من طاقنماى امين نظام رفتم ، حضرت و الا طاقنماى مجد الدوله تشريف بردند . تعزيهء مسلم بود . هيچ فرقى با پارسال نداشت . هوا بسيار گرم بود . پيراهن من تمام عرق شده بود . خيال مىكردى در آب زده‌اند . مختصر يك ساعت به غروب مانده تمام شد . شب منزل والدهء حضرت و الا تا دو ساعت از شب گذشته به سر رفت . در ساعت دو به تكيه دولت رفتيم . شب شكوه و تماشايش زياده از حد است . تعزية هند خرابه بود . شش ساعت از شب گذشته به منزل مراجعت شد . هوا بسيار گرم . آمدن از ييلاق كار خوبى نيست . شب بسيار بد گذشت .

قيمت دو كالسكه - تعزيهء حر

روز سه‌شنبه 4 - صبح دو اسب كالسكه آوردند هشتاد تومان قيمت آن داده شد كه اگر پسند افتد خريده شود . پنج به غروب مانده به طاقنماى مجد الدوله رفتم . تعزيهء حر بود . تماشاى زيادى داشت . يك ساعت به غروب مانده بعد از تعزيه سوار شديم رو به شمران . امروز چادر تكه پاره شد و بسيار گرد و خاك بود . هواى بسيار كثيفى بود . يك ساعت و نيم از شب گذشته به باغ پياده شديم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 175 | قهرمان ميرزا عين السلطنه