دندان چرك مثل دندان بيرون مىآورد . از ديشب تا حال باران مىآيد . خيلى موقع باران بود . خدا ترحم كرد . رفتن باران خوردم ، مراجعت بيشتر . هوا خيلى ملايم و خوب است .
باغ آقا محمد حسين ارباب
پنجشنبه 29 - آقاى عماد السلطنه احضار فرموده بودند كه در ركاب به حضرت عبد العظيم مشرف شويم . اول صبح هوا صاف بود . تا اسب من حاضر شد بنا را به باريدن گذاشت . تا به خانهء آقاى عماد السلطنه رفتم باران مىآمد . اميرزاده محمد حسن ميرزا هم در آنجا بود . قدرى صبر نموديم تا باران ايستاد . هوا خيلى تر و خوب شد .
به اتفاق سوار شده رو به حضرت عبد العظيم . بسيار هواى لطيفى و پاكى بود . تا به حضرت عبد العظيم هوا نباريد . در باغ آقا محمد حسين ارباب ناهار كباب بره صرف شد . هوا آفتاب شد . بعد از ناهار بفاصلهء يك ساعت به زيارت رفته بعد از مشرف شدن سوار شده در برج طغرل بيك پادشاه سلجوقى چاى و كاهو صرف شد . بعد به بالاى برج رفتيم . رفتن آسان و بىترس بود . آن بالا بسيار تماشا داشت . مراجعت در آن سه پلهء آخر كه به نزديك نردبام مىرسد رنگها به تغيير افتاد . به هزار ترس و خوف پا را به پلهء نردبام گذارده سرازير شده در پائين شكر بجا آوردم . محمد حسن ميرزا چند دعا به خود خواند پائين آمد . هريكى بدتر از ديگرى . خلاصه نماز را كرديم . باد بسيارى آمد هوا گرفته شد . سوار شديم باران سرازير شد . يك طرف صورت را باران و باد برد . تا دم دروازه از طرف چپ باران و باد آمد . هوا هم سرد شد . دم دروازه آفتاب شد . بعد از خوردن بارانها به حمد الله خوش گذشت . آقاى عماد السلطنه دو دليچه يكى به اين تير و ديگرى را به تير ديگر در هوا زدند . يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شدم .
اموال صنيع الملك
روز دوشنبه 4 شهر شعبان المعظم - بعد از ظهر موكب اعليحضرت همايونى وارد شدند . امروز بعد از ظهر تب كردم . عصر گلويم ورم كرد . معلوم شد نوبه نبود تب گلو درد بود . حكيم آمد بعضى دواها غرغره داد تا خدا چه خواهد . هنوز در خانهء مرحوم صنيع الملك ممهور است . هر بازى كه خيال تصور كند به سر ورثهاش در آوردهاند . تمام نوكرهايش را تنبيه كردهاند كه پول آن مرحوم را بروز بدهند . تا حال دو جا محل پول پيدا كردهاند و درآوردهاند و كشيدهاند بىحضور وراث . مبلغش بطور صدق معلوم نيست . بيست و هفت هزار اشرفى و سى هزار سفيد به قولى مىگويند بوده .
الان كه عصر روز شنبه 9 شهر شعبان است نشستهام مشغول تماشاى بنائى هستم .
سه روز قبل خون گرفتم . بعد از گرفتن خون ضعف شديدى نمودم . حال هم باقى ضعف به جاست . حالت خوبى ندارم . گلو درد الحمد لله رفع شد . ضعف ماده بسيار است . خيلى بىقوت شدم .