[ امور روزانه ]
چهارشنبه 28 صفر . - صبح گل بنفشه با عناب بتول دم كرده ، خوردم ، بعد بيرون آمده با عين الممالك به خانهء عضد السلطان [ براى ] تسليت برادرش رفتيم .
حاج عدل و آصف السلطنه هم آنجا بودند ، رفتند . دو ساعتى مشغول صحبت متفرقه ، من [ از ] سياست بد دولتىها و او از بداخلاقى عامه . بعد بلند شده ، باران شديدى هم آمده بود . با عين سوار درشكه . من به خانه آمده ، ناهار خوردم .
قزاقهاى مخبر السلطنه
بعد ميرزا عبد الله خان آمد قدرى تصحيح مرقومات را نموديم و صحبت امكان طبعش شد . بعد چايى خورده او رفت . من هم بيرون آمده و به خانهء علوىزاده رفتم . كربلايى على آقاى حريرى ناخوش بود . علوىزاده نقل كرد كه قريب چهارصد خانه را قزاقهاى مخبر السلطنه چاپيدند و مردم را در خانههايشان گرفتار و دستگير نمودند . سه هزار تومان بلكه چند هزار تومان شاه و وليعهد براى قزاقهاى آنجا تلگرافا انعام فرستادند . دو نفر سيد اوباش آنجا مير تقى و مير غفار حريرى شناعتهاى غيرگفتنى به نعش خيابانى كردند و سى و يك گلوله قزاقها به او زده بودند .
چگونگى كنارهگيرى مشير الدوله
بعد بلند شده غروب به خانهء آقا ميرزا سليمان خان رفته ، تفصيل انفصال مشير الدوله « 1 » كه به جهت ندادن خزانهدارى انگليس پول معمولى سيصد و پنجاه هزار تومان هرماهه و تكليف به اينكه از دو ميليون پول قرارداد بگيرد و استاروسلسكى معزول به شرط رياست صاحب منصبى انگليسى ، و [ احتمالا مشير الدوله ] سپهدار هم راضى نشده ، فقط از پول نفت طلب ايران مگر داده شود و صاحبمنصب سياستى قزاقها هم با ايرانى باشد و عجالتا موقوف به جواب لندن شده و شاه ، فرمانفرما ، قوام السلطنه ، قوام الدوله و سپهدار را بدوا براى رياست وزرا . مستوفى هم به سپهدار گفته براى اينكه آنها نشوند تو قبول نما خيلى صحبت شد .
هامش
( 1 ) . در اصل سپهدار ، ولى مشير الدوله صحيح به نظر مىآيد .