تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1601

مساهمون:

ص١٦٠١
مقارن غروب بيرون آمدم . عين الممالك خانه‌اش نبود . از خانهء ناصر الدوله تلفن به امير امجد زدم كه به همشيره در باب فك رهن خانه گفتم ، و هر وقت شما تعيين نمائيد در محضر شرع حاضر شوم . روز يكشنبه را سه به ظهر در منزل آقا مير سيد محمد بهبهانى معين نمود . يك تلفن هم به مطبعه كليميان نمودم ، ميرزا نور الله نبود . بعد بيرون آمده ، سعد الملك ، معدل ، وثوق را درب خانه نقيب‌زاده ديده ، باهم احوال‌پرسى . بعد آقايان رفته ، ميرزا حاج آقا و ميرزا عباسقلى خان رسيده ، قدرى صحبت . باهم عقب يك خانه رهنى براى همشيره رفته ، خانه صدر الاشراف حريرى را گفتند كه چند روز قبل داده شده ، مأيوسانه مراجعت . ساعت دو از شب به خانهء عضد الملك روضه با آقا ميرزا عباسقلى خان رفته ، ساعت سه بيرون آمديم . من به خانه آمده ، شام آبگوشت با احمد و ننه اسماعيل خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه 24 محرم . - صبح بعد از چايى ، آقا ميرزا رضا خان ضرغام السلطان سلماسى آمد . قدرى از حاج ميرزا محمد تقى طباطبايى تبريزى رئيس انجمن نظارت انتخابات تبريز كه قبل از اين هنگامه‌هاى تبريز بيرون آمده و قم بود و حالا به طهران آمده ، ديدنش نمايم ، چون بنا بود بعضى بيايند منزل ، وعده را به يك به غروب الى غروب گذاشتم . بعد ضرغام رفت .

تغيّر به مفترى

مرآت الممالك آمد ، قدرى صحبت . بعد ميرزا اسماعيل خان كاكا . بعد آن‌ها هم رفتند . من مقارن ظهر بيرون آمده به خانهء پهلوى برحسب وعده رفته ، حاج ميرزا آقاى سمنانى هم آمده بود ، تا امروز او را نديده بودم قدرى صحبت . بعد ناهار قيمه بادمجان و چلو ، خربزه و انگور خورده ، بعد قهوه و چايى . ميرزا عبد الله خان آمد . باهم بيرون آمده ، در راه نوبرى را ديده ، بعد سردار مقتدر سنجابى ، بعد احياء السلطنه . بعد به خانهء الموتى رفته عين الممالك ، پهلوى ، تيگران ، من ، ميرزا عبد الله خان و فرخى مشغول صحبت تا يك از شب رفته . بعد قرار شد دوشنبه يك به غروب منزل عين الممالك . بعد بلند شده ، من و عين الممالك در راه آقا شيخ ابو طالب تبريزى را با آقا محمد گيوه‌چى ديده ، قدرى تغيّر به او در باب حقه‌بازى افترآت نمودم .