شد سه به غروب جمعه منزل الموتى رفته سه از شب آقايان رفته ، عين الممالك به اسم ثلث مخارج فاتحهء خيابانى هشت تومان به اصرار گذاشته بعد رفت . شام خورده خوابيديم .
انتشار مقالهء انتخابات
شنبه 21 محرم . - صبح بعد از چايى امير امجد آمده ، مذاكره امر خانه را كه به رهن آقاى مساوات داده بود نمود كه خانه را فروختهام و وجه حاضر است . گفتم من همشيره را ديده كه تهيه خانه بنمايد و شما را در ظرف همين دو سهروزه ملاقات مىنمايم . بعد ايشان رفته ، من بيرون آمدم . سوار واگون ، ميدان توپخانه پياده ، آقا ميرزا حبيب الله خان را در پستخانه ديده ، گفت پهلوى به من گفت شما را ببينم كه ترتيبى براى كار فراهم نمائيم . گفتم شما را بعد خواهم ديد ، پنج نمره رهنما هم كه سابقا گفته بودم خريده بود ، گرفته به خانهء مستشار الملك برحسب دعوتش رفته . خيلى صحبت و مقالهء « انتخاب با اساس » خود را خوانده ، خيلى جلبش كرد . بعد ناهار و چايى خورده ، عصر بيرون آمدم . به خانهء آقاى سردار سنجابى رفته ، نبود . سالار ظفر را ديده ، قدرى صحبت . از آنجا به خانهء صمصام ، خداحافظىاش رفته ، موثق الدوله و صاحب اختيار هم آنجا بودند .
قدرى صحبت ، آنها رفته ، صمصام و من هم تنها . صحبتهايى صمصام نموده ، خنده داشت .
بعد بلند شده خانهء ارباب كيخسرو به تسليت كه پسرش در راه ايزدخواست « 1 » كشته ، دزدها كه حمله به كالسكه ارفع الدوله پرنس نموده بودند . بعد مقارن مغرب با مشير اكرم بيرون آمده . در بين راه بالاخانه جريدهء رعد به ديدن آقا ميرزا على قمى رفتيم . قدرى صحبت . بعد بلند شده به خانهء صديق حضرت رفتيم . نيم ساعتى هم با صديق حضرت كه ابدا خانهاش نرفته بودم ، اما آشنايى قديمى داشته ، خاصه به واسطهء اينكه شهريه ارداقى و عماد را به خواهش من ، زود مىرسانيد و همچنين شهريه همشيره را . قهوه و سيگار ، بعد بلند شده تا ميدان توپخانه با مشير اكرم بعد او به منزلش . من هم به خانهء وقار السلطنه رفته ،
هامش
( 1 ) . اصل : ايزد خاص .