تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1597

مساهمون:

ص١٥٩٧
الموتى چهار به ظهر معين نموديم . خرقانى رفت . موقع ناهار بود . ناهار خورده ، بعد چايى .

رئيس الوزراى تاجرپرور

گفتند مشير الدوله هيئت تجار را طعمه داده و در ضمن براى حفظ كابينه در خانه متفقه ، دوشنبه عصر تجار و متفرقه مىروند آنجا و تقاضاى اصلاح عدليه و ماليه و تعجيل تشكيل مجلس را به دستور خود مؤتمن الملك پيشنهاد به دولت نمايند ، چون معروف شده كه مستوفى محتمل است رئيس كابينه بشود ، مشير الدوله براى محفوظ ماندن خودش از محتملات فرمانفرما ، سپهدار ، مستوفى و غيره تجار را به طعمهء خوبى نگاهدارى نمود . بعد سه به غروب بيرون آمده گوشت خريده به خانه آمدم ، چايى خورده ، عصر بيرون آمده به خانه فريد الدوله رفته ، نبود . از آنجا به خيابان حسن‌آباد ، آقا سيد جواد كوزه‌فروش را ديده ، بعد مراجعت به خانه . از آنجا به خانهء انتخاب السلطنه ؛ ناخوش بود و شغلش رعيت و دو ده ، يكى كهريزك و ديگر قستانك « 1 » شغل دولتى ندارد . تفصيل سالور را گفت كه مال آقا محمد حسين ارباب به هيجده هزار تومان سپهسالار ، سابق خريد . بعد قسمت امير اعظم هم به همين قيمت شد . بعد كه امير اعظم خيمه در شاهرود و بسطام زد ، علاء الدوله و سردار اشجع ، بيست و چهار هزار تومان خريدند . بعد علاء الدوله سهميه‌اش را به سپهسالار جديد فروخت . تفصيل سالور را كاملا مىدانست . خيلى صحبت شد . ساعت سه از شب بلند شده به خانه آمده ، احمد آمد و وكالتنامه براى وقار السلطنه آورد كه شهريه خانواده مساوات را از محاسبات ماليه دريافت و برساند . بعد شام خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

يكشنبه 19 محرم . - صبح بعد از چايى ، اكبر آقا با ميرزا ابراهيم خان تنكابنى آمده ، قدرى صحبت و رفتند . من هم بيرون و به خانهء طباطبايى همدانى رفته كه برويم فريد الدوله را ملاقات نمائيم . اتفاقا فريد آنجا بود . قدرى احوال‌پرسى و قرار شد نيم از شب بروم منزلش تا قدرى صحبت نمائيم . بعد بيرون آمده ، باغ
هامش
( 1 ) . قصطانك هم نوشته مىشود .