[ امور روزانه ]
سهشنبه 13 رمضان . - نزديك ظهر بيدار شده تا دو بعد از ظهر مشغول قرآن و درست كردن پردههاى كرباسى با ننه اسماعيل شده ، در اين ضمن آقا ميرزا على هيئت ، تبعيدى از تبريز آمد و دو ساعتى از وقايع تبريز و جهت مخالفت خيابانى و خودشان را بيان كرد . بعد ايشان رفته ، من هم بيرون آمده از راه خيابان كه تزيين ورود براى شاه نموده بودند . بعد به خانهء فرخى رفته كه نوشته را بگيرم . گفت فردا مىدهم . بعد بيرون آمده برحسب وعده به خانهء عتيقهچى رفته آقا شيخ محمد رضا قمى هم بود . افطار كلهپاچه خورده ساعت دو از شب به خانه دهخدا رفته ، نبود . به خانهء فرخى آمده ، آقا شيخ حسين طهرانى و آقا ميرزا احمد قزوينى هم آنجا بود . گفت ديشب از ماها كه دسته طبويى وعده گرفته بود ، هيچكدام نرفتيم .
زندهباد ميرزا كوچك خان
بعد صحبت اينكه رشت را انگليسىها تخليه كردند و ميرزا كوچك خان به غازيان و انزلى كه رفت چراغانى كردند و بلشويكها پرسيدند كه شما در حق ماها چه نظر داريد . گفته بود ما هم با شما و هم با انگليسىها پروتست داريم كه مملكت ما را تخليه و ما را به خودمان واگذار كه مملكت خودمان را اداره نمائيم .
بلشويكها فرياد كه زندهباد ميرزا كوچك خان . بعد دايى اسد الله به خانهء فرخى آمد و صحبت حسينزاده را نمود و او را تبرئه مىكرد . بعد ساعت شش از شب بلند شده به خانه آمدم ، سحرى خورده خوابيدم .
ورود پادشاه معاهده
چهارشنبه 14 رمضان . - ظهر از خواب بلند شده ، امروز به واسطهء ورود شاه ، دواير دولتى و مدارس را تا فردا تعطيل . من هم چهار به غروب بيرون آمده از خيابان اميريه به خيابان باغ شاه ، چهار راه اميريه دروازهء مفصل و درب خانههاى اعيان مفصل بسته بودند ، دكاكين هم تزيين . به دكان آقا سيد جواد كوزهفروش رسيده ديدم بسته و تزيين نموده . پرسيدم براى پادشاه معاهده چهطور عموم دكانها تزيين كردهاند ؟ گفت تمام را مجبور ، و ابدا ماها ميل نداشتيم . بعد مشغول صحبت و توى دكان روى صندلى نشسته تا شاه و وثوق الدوله و وزرا و سفرا و تجليلات قشونى آمده ، گذشتند . بعد بلند شده يك كوزه ماست دو منى خريده به خانه آمدم .