نمىكرد . بالاخره ساعت دو از دسته بيرون آمديم و من سوار واگون و به خانهء فرخى برحسب وعده آمده ، دو نفر يزدى هم آنجا بودند و صحبت انتخابات يزد كه سابق براى سيد ضياء و مير موسى خان و غيره بود ، ايندفعه سوم حاليه از طرف دولت نجات و دكتر مهدى خان و سلطان احمد خان مقالهنويس رعد امر شده .
مأموريت سيد كاظم يزدى
بعد صحبت سيد كاظم يزدى كه به بادكوبه رفته و رد گم مىكند و اختفا مىنمايد كه به جهت چه كار رفته بود و شب اول كه با اتومبيل وارد شده بود ، ساعت چهار ، سيد ضياء او را به جايى برده و تا صبح نيامده و دو اتومبيل سيد كاظم خريده و آورده بود ؛ يكى در بادكوبه گير افتاد . ديگرى را به انزلى آورده كه او را به طهران رسانيد و از قرارى كه استنباط شده گويا از طرف وثوق الدوله براى ارتباط با بلشويكها رفته بود و در مراجعت هم سيد كاظم افسرده و ناخوش بود . هم وثوق الدوله تكيده و مثل هفتاد ساله شده . بالاخره دو ساعتى در خانهء فرخى به صحبت و باران مىباريد . بعد من بلند شده به خانه آمده ناهار و چايى خورده مشغول تحرير تا عصر . آقا ميرزا عباسقلى خان سمسار و يك نفر آخوند هم آمده چايى و قدرى صحبت . آنها رفتند . ساعت شش از شب ميراب آمد . باران هم مىباريد . احمد تا صبح مشغول آبيارى و لامپا در هر شب آبيارى لولهاش مرسوما مىشكند .
[ امور روزانه ]
شنبه 19 شعبان . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير . آقاى آقا شيخ نور الدين و آقا شيخ محمد على قزوينى آمدند . مشغول چايى و صحبت . معاون حضرت و آقا ميرزا اسماعيل خان كاكا آمده ، بعد عميد الممالك سمنانى با يك نفر آخوند ديگر و آقاى آقا سيد جليل اردبيلى و آقا ميرزا حسين مجتهد سمنانى و آقا ميرزا حسين خان گركانى آمده مدتى مشغول صحبت و يكيك رفتند .
سوءظن و تهمت
آقا سيد جليل گفت كاغذى از تبريز براى رفقا آمده بود و خيلى اصرار كه حاجى اردبيلى را بگوئيد به تبريز بيايد كه مال التجاره زياد آمده و فاسد مىشود . بعد گفت كه خطرناك است رفتن شما . قبلا با عميد السلطنه مذاكره نمودم كه از طرف