گفتم شما بدون قبض بفرستيد اسبابهاى خانه مرا كه باقى مانده ببريد .
بعد بيرون آمده به خانهء فرخى رفته ، خلخالى ، ذرّه ، آقا شيخ حسين طهرانى بودند . بعد آقا شيخ احمد سيگارى و بعد صباهم آمد . قدرى اشعار كه ساخته بودند خوانده شد . بعد بيرون آمده مقارن غروب كمكم به خانه الموتى رفته ، آقا سيد عبد الغنى ، اردبيلى ، گيوهفروش هم بودند . تا ساعت دو و نيم از شب صحبت . قرار شد شب پنجشنبه آتيه منزل فدايى برويم . بلند شده به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 12 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانهء عين الممالك رفته ، ميرزا على اكبر خان گفت كاغذ شما به سفارت امريك از قرارى كه شنيدهام به مستر « 1 » ژردن دادند و او ترجمه كرده و به امريك مخابره شده . شايد همين روزها جواب به شما برسد كه عريضه سبزوارىها را در باب انتخابات فرستاده بوديد . بعد با عين الممالك بيرون آمده آقا على نجمآبادى را ديده قدرى صحبت با او كرده ديدم اصرار دارد وقتى با او ملاقات و مذاكره نمايم . من قدرى اذيتش كردم و گفتم شما بالاخره يا به دست انگليسىها يا به دست ملتىها كشته خواهيد شد ؛ به جهت اينكه به هردو گول مىزنيد . بعد به خانهء آقا شيخ محمد تقى كمرهاى رفتم ، احوالش را پرسيدم ، نبود . خيلى خوشحال شدم كه حالش بهتر شده بود . بعد به دكان آقا شيخ حسين گيوهفروش رفته قدرى صحبت و از آنجا برحسب وعده به خانهء افجهاى . آقا سيد جليل هم رسيد ، وارد شديم .
جمعيت صدنفره
ملكزاده تبريزى ، حاج ميرزا فتح الله خان مستوفى ، آقا شيخ محمد تقى دايى افجهاى هم آنجا بودند . قدرى صحبت ، ناهار خورده ، چايى و دو نيم به غروب بيرون آمده برحسب وعده به خانهء موفق الدوله رفته ، شيخ الاسلام ملايرى ، حاج ميرزا زكى خان ، محمد باقر تنگستانى ، حاج اسماعيل عراقى ، بديع الممالك و سه چهار نفر ديگر بناى صحبت شد . از من تكليف خواستند كه ما هم ضد قرار [ داد هستيم ] و نمىدانيم شما با ما كمك در بعضى اقدامات از حيث فكر و
هامش
( 1 ) . مصدر در اصل .