كه كابينهء شما رشوه را موقوف نمايد . بعد از مقدارى صحبت ، انتظام السلطنه آمد . مجددا چايى خورده ، مقارن غروب بلند شديم . من تنها از خيابان جبه خانه به شمس العماره و رو به بالا . احمد رسيد . صحبتكنان تا پستخانه . دو پاكت از آقا حسين آقا داشت كه به پستخانه رسانيد . بعد من سه كاغذ سيگار به دو هزار از ابو طالب خريده آقاى اردبيلى رسيد . صحبتكنان [ گفت ] كه شنيدم فرمانفرما استعفا از شيراز نموده و استعفايش قبول شده . فهميدم گفتهاند به او استعفا كن و به اينجا گفتهاند استعفايش را قبول كن . بعضى مىگويند به جهت حكومت آذربايجان است . من حدس مىزنم به جهت رياست وزرايى و وثوق الدوله به جهت رياست مجلس است . بعد در جلو [ ى ] بهارستان حاج ميرزا يحيى دولتآبادى با عدالت را ديده ، قدرى صحبت ، قرار شد عصر سهشنبه منزل بنده ، اردبيلى و دولتآبادى و عدالت هرسه تشريف بياورند .
دعاى زياد به وثوق الدوله
بعد با اردبيلى خانهء آقا شيخ حسين گيوهفروش يك از شب رسيده ، آقا شيخ محمد على قزوينى ، بعد خود آقا شيخ حسين آمده ، صحبت ورود به شورا را نمودند من ابا از دخول نمودم . بعد صحبتهاى ديگر و تفصيل رشت آقا سيد جليل و كثافتكارى كميته و اجزاى شورا خيلى شد . بعد مجددا قرار شد كه صبح چهارشنبه به خانهء آقا شيخ محمد على برويم . آقا شيخ حسين گفت خانهء ميرزا عيسى خان داماد حاج آقاى حريرى روضهخوان دعاى زياد به وثوق الدوله مىكرد ، يك زنى بلند شد گفت ، كسى كه مملكت را به خارجه فروخته ، تو پدرسوخته روضهخوان نمىخواهد به جهت پولى كه گرفتهاى دعا بكنى .
بعد ساعت سه از شب بلند شده من و قزوينى باهم آمديم درب شمس العماره ، مرآت السلطان شاهزاده با يك نفر رسيد . بناى تعارف را گذاشتيم .
گفت شورا مرا با تو همترازو كرده كه مىگفت همه به شورا آمدند غير از تو و كمرهاى . من گفتم اگرچه آنجا نمىآيم ، آن جاى ديگر هم نمىروم . من به هردو دسته لعنت مىكنم . در اين بين صدرايى و تدين و دكتر احمد خان و آقا ميرزا ابراهيم قمى همه رسيدند . قدرى با آنها شوخى ، آنها هم همين قسم . بعد از مرآت خداحافظى ؛ دست دادند ، من ندادم و به شوخى گذرانديم . بعد با آقايان