تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
بودند و عوضش خلخالى را آورده بودند ، نيز بود « 1 » . بعد روز يكشنبه منزل مستشار ناهار مدعو شدم .

كنترل انگليس بر ماليه

مقارن عصر بيرون آمده در جلو [ ى ] چراغ برق معدل و وثوق السلطان رسيده ، اظهار داشتند كه هيأت وزرا كنترل را امضا نمودند و نود كرور هم متدرجا انگليس به آن‌ها بدهد كه مصارف قشون‌گيرى براى حفظ ايران از مخاطرات بلشويكى بنمايد و حاليه هم پولى كه مىدهند ماهى دو كرور رسيده ، بعد به طرف خانه مقارن غروب آمده ، پرسيدم كسى نيامده بود ؟

انتقاد از ايرانيان پاريس

دو ساعتى در خانه بوده ، بعد بيرون آمده ، روضه مختصرى در خانه معاون السلطنه رفته ، ارفع گفت كاغذى از معاون رسيده و سلام به شما رسانيده و گفته كه رفقاى شما در پاريس نيستند ، و ليكن از فردفرد آن‌ها در خارج خبر دارم و نيز اهالى پاريس از اخلاق ايرانىها خيلى متألم بودند كه وزير خارجه آن‌ها مىآيد و در كنفرانس صلح تقاضا مىكند كه اراضى مغصوبه از ايران را به خود آن‌ها واگذار نمايند و آن‌ها اعتنا نمىكنند . بايد ايرانىها تنقيد از كنفرانس صلح بنمايند ، به عكس از نماينده خودشان مىكنند . بعد روضه تمام شده . ساعت سه گوشت و پنير گرفته به خانه آمده شام با بچه‌ها نان ، پنير ، خيار و سبزى خورده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه 12 شوال . - صبح بعد از چايى آقاى رفيع السلطان و آقاى معاضد الوزاره گيلانى آمده مشغول صحبت رشت و اوضاع خارجه بوديم كه آقاى عين الممالك آمده ، مشغول صحبت به قدر ساعتى شده . معاضد الوزاره اظهار داشت كه روز جمعه آتيه را بايد منزل ما ناهار بياييد . منزل هم خيابان چراغ برق خانه دكتر يونس خان . بنده هم قبول نموده و رفتند . بعد من به عين الممالك صحبت ديروز دكتر حسن خان و ميرزا على اكبر ساعت‌ساز و
هامش
( 1 ) . نارسايى در اصل .