تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
بودند . من اظهار داشتم مرا به چه جهت ؟ صدرايى و آقا سيد كاظم گفتند به جهت تحبيب من . گفتم ديگر من حاضر به آمدن اين قسم دعوت‌ها نيستم . من با سايرين نظر بىمحبتى نداشتم . بعد صحبت آقايان به قدرى بىمزه و بىاحترامانه ، هركدام به ديگرى ، كه مايه افتضاح بود . ساعت‌ساز به مقوم و دكتر حسن خان و محمد ولى خان نامى . خيلى تعجب مىكرد كه چه ارازل و اوباشى هستند . ساعت‌ساز به مقوم گفت تو را هنوز كمره‌اى به دمكراتى نمىشناسد و به تو ورقه هويت نداده ، تو دمكرات‌ها را داخل جايى نمىشناسى ، از اين مقولات خيلى [ صحبت ] شد . بعد فطن به خانه رفته ، من هم به خانه آمده . شام مشهدى تقى ترك هم آمد بود . شام چلو و خورشت ساقه خرفه خورده ، بچه‌ها هم علاحده . بعد خوابيديم .

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه دوم شوال . - صبح بعد از خواب مشهدى تقى چايى خورده ، رفت . آقا اكبر آقاى تويسركانى آمده ، خلخالى هم آمد . صحبت گرفتارى خودش را اكبر آقا به چنگال نصرت الدوله و فطن الدوله كه كمك جعفر قلى ميرزاى غارتگر را نموده‌اند نمود . بعد آقا شيخ محمد حسين طهرانى آمد . اكبر آقا و خلخالى رفتند و ممكن نشد كه من برحسب وعده به منزل شيخ العراقين‌زاده بروم .

لزوم تقويت استبداد

با آقا شيخ محمد حسين مشغول صحبت و عقيده‌اش اين بود كه ناچاريم با سياست انگليس بسازيم و الا زير پا ما را نيست مىكنند . قدرى صحبت راه و اينكه با رفقا عقيده‌دار شديم كه بايد تقويت يك حكومت و لو استبدادى هم باشد در ايران بنماييم ، تا ناهار شد . ناهار قدرى آش و چلو خورشت و ماست ، پنير ، خيار ، سبزى و زردآلو با آقا شيخ حسين خورده ، مشغول مذاكره شده كه من يا هم‌عقيده شوم با او يا او با من . بالاخره مضار توافق با انگليسىها را بيان نمودم و همچنين تشكيلات حاليه را مگر آنكه ما بين افراد ايجاد ارتباطى بنماييم بدون دخول در تشكيلات و منتظر وقت باشيم كه چه موقع براى اظهار و نمايش وقت است . بالاخره با من هم‌عقيده شد . بعد از خواب ، چايى و سه به غروب ايشان به منزل يكانى كه با فرخى به منزل رييس عدليه يزد ، شهيدزاده بروند .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 986 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا