تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧

سخت‌گيرى مدرس به وثوق الدوله

بعد كوكب خانم دايه بتول آمده چايى خورد و پانزده هزار فطريه را بتول به او داد . مىخواستم بروم بيرون ، منتظر لسان السلطنه كه وعده كرده بود بيايد شده ، تا يك به غروب . بعد بيرون آمده از راه بازار ، دكان ميرزا عباسقلى خان ، آقا نصر الله حضرت عبد العظيمى را ديده ، گفت مدرس خيلى سخت به وثوق الدوله گرفته كه بايد دبير الملك و نصير الدوله و نصرت الدوله را از كابينه با سپهدار بيرون نمايى و احتمال تجمعى با هياهو از طرف مدرس مىرود . بعد وعده گرفت كه شب جمعه با ميرزا عباسقلى خان برويم حضرت عبد العظيم . بعد ايشان رفته ، آقا شيخ ابو طالب و آقا شيخ حسن خان رسيدند . آقا شيخ حسن خان اظهار داشت كه ملك فردا ناهار از من وعده گرفته ، از خارج شنيدم كه ميرزا على اكبر ساعت‌ساز درصدد آمده كه پدر كميته صدرايى را دربياورد . بعد بلند شده ، در راه شنيدم كه تبريز شلوغ و سپهسالار استعفا كرده و ضياء الدوله را مليون تبريز دستگير نموده‌اند . بعد رضا قلى خان رسيد ، ورقه در رد دو كميته منتخبه كه سعيد العلما از زبان عموم نوشته به من داد كه خوانده اگر صحيح است امضا نمايم . بعد صحبت كميته حاج ميرزا حسين را كه افرادش حدسا چهار شب قبل بغتتا منزل حاج ميرزا حسين رفتم ؛ مخبر السلطنه ، برهان ، شيخ حسن خان ، دبير خلوت و خودش . بعد شنيدم كه گفتند جلسه بعد پس‌فردا شب منزل صمصام السلطنه . پس‌فردا شب همان افراد آمدند و رفتند آنجا .

احتمال دسيسهء وثوق الدوله

بعد يك از شب به ميرزا على اكبر انتيكه‌چى رسيده ، سه نفرى به خانه صمصام رفته ، امير معزز هم آنجا بود كه بعد من او را پرسيدم . صحبت از گرفتارى دبير معزز شد ، صمصام گفت از خانه خودش گرفته و با تمام نوشتجات و صورت حساب و پول‌هاى من كه نزد او بود گرفته ، بردند . گفتم اگر وثوق الدوله از روى حقيقت كشف كرده كه اين‌ها ترور او را خيال داشتند ، فورا آن‌ها را در همين دو سه‌روزه به دار مىزند و اگر به مسامحه و تعلل گذراند و آن‌ها را مرخص ، يعنى آژان‌ها و ميرزا عيسى خان را مرخص يا حبس راحت ، مسلما دسيسه است كه شما را ضايع كند در عوض حرفى كه رشيد السلطان زده بود .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 987 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا