كميتهء سرپرسى كاكس
قريب دو از شب بيرون آمده بين راه آقا شيخ حسن خان به خانه بنده مىآمد .
مراجعت نموده ، اظهار داشت كه آمده بودم شما را ببينم كه دسته صدرايى و ملك كليتا مىخواهند كميته كاكس تشكيل بكنند و مىدانيد چه مفاسدى دارد و ماها قريب هفتاد هشتاد حوزه داريم . حال بايد شما قول بدهيد كه شما را انتخاب مىكنيم ، حاضر براى قبول بشويد . گفتم البته بايد بدانيد كه اين كميتهها در اين موقع كميته قانونى و انتخاب عمومى نيست . فقط تضييع كميته طرف را مىكند و من حاضر براى دخول نمىشوم . گفت قول بدهيد كه تنقيد ما را نكنيد .
گفتم مال آنها را بيشتر تنقيد مىنمايم . قبول نمود . بعد آقا شيخ حسن خان مراجعت به منزل و من به خانه خلخالى برحسب وعده رفتم .
شرايط همكارى
پرويز و مجله و دكتر سيد محمد خان و خلخالى و من مشغول صحبت شديم .
خلخالى و دكتر متمايل به آنكه با دسته تشكيليون داخل در تشكيلات ، بلكه بتوانيم بعضى از خرابىها را اصلاح نماييم و چند جلسه است كه آنها با ما داخل مذاكرات شده ؛ يك جلسه خانه افجهاى كه بنا بود جليل الملك و تدين هم بيايند و نيامدند ، صدرايى ، ملك و دكتر بودند . باز جلسه ديگر منزل ملك الشعراء ، تنكابنى گفت كه معاهداتى كه با وثوق الدوله كرديد ما اگر بخواهيم با شما متحد شويم بايد آن معاهدهنامه را ببينيم تا با شما ببينيم مىتوانيم يكى شويم . آنها هم گفتند كه ما در شب 25 انتخاب كميته را مىكنيم و از شما هم دو نفر حاضريم جزو كميته بنماييم .
ميرزا هم به ملاحظه فشارها كه به او وارد شده و در تنكابن بيچاره را نيست كردند ، ناچار صلاح در اين ديده كه با آنها يكى شود تا روزگار براى آنها چه پيش آورد . خلخالى و دكتر با من و پرويز خيلى لزوم يكى شدن با آنها را ذكر نموده ، پرويز و بنده هم از خود دفاع مىكرديم كه با اين قوهء آنها نمىتوانيم كارى بكنيم و در خيانتكارىهاى آنها ما شريك مىشويم . بالاخره دكتر گفت من عقب ميرزا مىروم و هرقدر براى من هم بد يا افتضاح بشود ، بشود . من و پرويز گفتيم كه ابدا از طرف ما بالنسبة به شما سوءظن نخواهد شد و عمل ميرزا