تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
سعد الدوله ، صمصام السلطنه ، ميرزا حسين خان ، معين الوزاره ، سپهدار اين پانزده نفر به نظر آمدند . بنا شد عصر پنجشنبه در خانهء تفقه حاضر شده ، ترتيب نوشتن و تقاضاى افراد از شاه بدهيم . ساعت يك از شب بلند شده به منزل پارسى پشت مدرسهء سپهسالار ناصرى رفته ، بعد از زمانى قزوينى و آقا ميرزا حبيب الله خان آمده ، مابقى از رفقايشان كه نمىدانم چند نفر و كى بودند نيامدند . قرار شد . . . « 1 »

جلسه در خانه معاون السلطنه براى رفع تشتتات

دوشنبه 28 محرم . - صبح بعد از چايى بيرون آمده برحسب وعده به خانهء معاون السلطنه رفته ، آقايان مرآت الممالك ، ناظم التجار ، بينش ، آقا شيخ حسين گيوه فروش ، عدل الملك ، آقا سيد عبد الرحيم كاشانى و من و خود معاون مشغول صحبت رفع تشتتات شده ، مذاكراتى در چگونگى مىكرديم . ناظم گفت مطلب اهمى كه خارج از موضوع است آنكه امروز جمعيت هيجان غريبى كرده و مىخواهند بروند مجمع و جلو [ ى ] اقدامات آن‌ها را در روضه‌خوانى بگيرند و بايد مساعدت نمود . بينش هم با كمال حرارت و آقا شيخ حسين هم‌عقيده بودند كه بايد جلو [ ى ] اقدامات آن‌ها را گرفت . من رأى نمىدادم كه به عنوان جمعيتى اين اقدامات بشود . بعد از ظهر بلند شده ، جلسهء بعد [ قرار شد ] روز چهارشنبه چهار به ظهر مانده [ باشد و ] ، سه چهار نفر ديگر را خبر نمايند . بيرون آمده ، خانه آمدم . ناهار با احمد و بتول و زينت و ننه اسماعيل و دختره معصومه آبگوشت حليم‌بادمجان خورده .

خيال ريختن افراد فرقه به روضه مجمع و به‌هم زدن آن

در اين ضمن عين الممالك آمده ، گفت در راه رضا قلى خان به من رسيد و گفت رفقا تمام تصميم و قطع كرده‌اند كه امروز عصر بروند روضهء مجمع را به‌هم بزنند شما هم بيائيد . پرسيدم چه اشخاص گفته و مىآيند ؟ گفت كمره‌اى هم رأى داده و مىآيد ، حال آمده‌ام ببينم شما رأى داده و مىرويد ؟ گفتم امروز خانهء
هامش
( 1 ) . يك سطر ناخوانا .