اعلان آلمان به دول بىطرف
بعد بيرون آمده آقاى تنكابنى به جايى ، من به توپخانه ، كاغذ به پستخانه داده .
معتمد الدوله رسيد ، با درشكهء او تا درب مغازهء خلخالى آمده رفقا آنجا بودند .
صحبت اين شد كه آلمان سه روز قبل به دول بىطرف اعلان داد كه براى اثبات اينكه من هيچگونه راضى به خونريزى نبوده و همه قسم مواد كه ضرر من بود براى آسايش عمومى و صلح حاضر شدم و متفقين قبول نكردند ، چون آنها مىخواهند ملت ژرمن روى كره نباشد و همه قسم خونريزى شود و آلمان مجبور شود كه آن ادوات جنگى كه ابدا راضى نبودم بهكار برم . و همچنين التيماتوم به متفقين كه ديگر صلح به غالبيت و مغلوبيت است نه به موادى ديگر . و همچنين امر ارزاق و ماليه خزانه كه چون وثوق الدوله تزلزل در خود ديد همه انبار و غله دولتى را با پولهاى ماليه به توپ بسته چيزى باقى نگذاشت و ديشب كوكس يك نفر آتشه ميلتر سفارت خود را كه نيكبين به ايران و ضد مارلينگ و كوكس بود كشته و شاه را سفير انگليس مساعد با وثوق الدوله كرده و يك دسته امروز بر عليه موليتر به دربار رفته ، يك دسته ديگر برله موليتر قيام نمودهاند .
يك مشت مداخل براى دلالان سياست
علما هم مثل آقا سيد كمال كمك موليتر شده ، وضع نان كسب وخامت كرده ، برنج ترقى نموده ، خروارى برنج اعلا يكصد و پنجاه تومان ، روغن تبريزى چهار تومان و نيم . همدان نان هررى دوازده هزار . اقتدار آمد ، شوخى كه نصرت الدوله نمايندهء صلح بين دول متخاصمين ملك الشعراء و ساعتساز شده . وقار الملك حاكم عربستان هزار تومان به ميرزا على اكبر و به توسط او هزار تومان به جهت وثوق الدوله . وثوق الدوله هم آن هزار تومان را به خود ميرزا على اكبر داده . وقار الملك يك مهمانى از عشره ميشومه صدرايى ، جليل ، تدين ، ساعتساز ، قمى ، دكتر مقوم . . . « 1 » نموده . بعد از مهمانى هركدام يك عباى لرستانى اعلا تقديم . نصرت الدوله يك شب مهمانى از سكنه يلدوز كرده ، يك
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .