تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤

تشدّد به معتمد السلطنه و حلم تقلبى از او

بعد بيرون آمده به وزارت داخله براى پاكات كمره رفتم ؛ منشى غرب نبود . اقتدار الدوله عقب من به اصرار فرستاد ؛ رفتم به اطاقش . گفت گويا براى عيالات ابو الفتح‌زاده و منشىزاده دولت حقوقى معين كرده باشد . قدرى صحبت نموده بلند شدم . چون نزديك ناهار بود به‌سمت خانه ، معتمد السلطنه را سر بازار گلبندك ديده ، به‌هم رسيديم . گفتم آقاى حجة الاسلام ، چرا جواب كاغذ كه حجة الاسلام كيست ننوشتى ؟ گفت نوشتم . گفتم مطابق سؤال مىخواستى بنويسى ، چرا تقلبى و غير مطابق . همه كار تو و برادرت وثوق الدوله گول زدن و تقلب است ؟ گفت برادرم چه كرده ؟ گفتم چه شقاوت و جنايت‌كارى نبود كه نكرده ؟ بالاتر از آن بىرحمى و قساوت و كشتن مردم بىمحاكمه و باد دادن مملكت و چپاول ماليه و بذل او به مردم . گفت عمل وثوق الدوله به من چه ؟ گفتم خودت سه فقره حرف حسابى نتوانستم از تو بگيرم . خيلى تغيّر و تشدد از من ، و حلم و كوچكى تقلبى از او . بالاخره اقتدار رسيد ، به او هم قدرى شوخى ، بعدا جدا شده به خانه آمدم . ناهار آبگوشت و نان با بتول خورده ، بلافاصله چايى . بعد بيرون آمده به وزارت داخله رفته ، پاكت‌ها را گرفته ، به اداره مرآت رفته ، گفت عصر بايد بيائيد آنجا . بعد بازار آمده نيم ذرع چلوار خريده ، پنج تومان و نيم به مدير الصنايع بابت هشت من قيصى ، و پانزده هزار قرض چايى به آقا محمد را هم صبح داده بودم . عصر به حجرهء آقا ميرزا آقا خان برادر آقا ميرزا محمد على خان صراف مرحوم رفته ، تسليت گفته بلند شده به خانهء مرآت رفته ، شيخ العراقين‌زاده و آقاى عين الممالك و آقاى خلخالى هم تشريف آورده بودند .

شهرت سفيركبير شدن نصير الدوله

اخبار آنكه نصير الدوله سفيركبير اسلامبول و احتشام السلطنه معزول . شايد نواب را هم معزول نمايند . كوكس هم چند روز است كه برگشته به عقيدهء مارلينگ . معاون السلطنه هم به مرآت گفته بود كه فردا مرآت السلطان سوار اتومبيل به كرمانشاه براى انتخاب وثوق الدوله و نصرت الدوله و خودش و حاج ميرزا حسين مىرود . امين الملك براى يزد و عضد السلطان براى اصفهان . و ترميم
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 654 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا