توضيحات لغوى
بعضى لغات لازم است در اين عريضه توضيح داده شود حسن اسم وثوق الدوله و مشاور الملك وزير ماليه است . مثبوق يعنى شكافت پشت . حديث است كه اول كسى كه به دوش ما سوار شد و شكافت پشت ما را ، اولى و دويمى بود . « 1 » جوله : اسب تازى . مغيث الدوله : برادر موقر السلطنه كه مأمور تبعيد ابو الفتحزاده و منشىزاده به كلات بود و در نزديك آهوان آن دو مظلوم را تيرباران نمود .
معاون يكى معتمد السلطنه معاون ماليه است كه به او اين كاغذ را نوشتم ، يكى معاون همايون بروجردى است كه محاكمه آن بيچاره را خواستم . سهيمه آسياب يعنى قطعه ايران كه به مفتى مىفروشند . اروپايى هم موليتر است كه رئيس خالصه و بلجيكى مىباشد . امر ارزاق با او است نه اجازهء بناى طاحونه . فتح ، فتح الدوله است كه به امر انگليسىها و دستور كابينه عبيد الله افندى را اسير نمود برد به سفارت انگليس كه از آنجا شبانه بردند به بغداد . و نصرت هم نصرت الدوله است . عبد الله هم همين معاون ماليه است كه عرايض مرا زياد مىكند ؛ يزيد به همين معنى است . موليتر همين موليتر بلجيكى است . تركمان دو دسته هستند يكى كوكلان ، يكى يموت .
پيشنهاد صلح آلمان به متحدين
بعد نزديك ظهر بتول از مدرسه و ننه اسماعيل از حمام آمدند . ناهار نان آبگوشت خورده ، خاله اسماعيل هم قبل از ظهر آمد خانه ، گفتم خواهرت حمام است ، آن هم حمام مفت را از دست نداد و بعد آمد ناهار و چايى خورده و رفت .
من هم بعد از چايى بيرون آمده ، كاغذ معتمد السلطنه را به پست شهرى داده ، به ديدن صمصام السلطنه قصد نمودم . دم بانك روس انتظام الدوله را ديده ، گفت سفير فرانسه به سفير اسپانيل گفته بود كه مژده كه صلح نزديك و جنگ موقوف ؛ چه كه آلمان به همان شرايطى كه امريك چندى قبل پيشنهاد نموده بود حاضر شده . استاد حسن خان نجار هم مىگفت كه ارباب كيخسرو نقل كرد كه سفير امريك تقاضاى صلح كرده .
هامش
( 1 ) . ابو بكر و عمر .