تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
جناب امين الدوله عرض كردند كه درد پائى عارض شده بود . به ظهور مرحمت ملوكانه مفتخر شديم و با جناب امين الدوله آمديم در اطاق دربار اعظم ناهار حاضر بود صرف شد و اين اشخاص بودند : نواب عزيز اللّه ميرزا - نواب حاجى عمو حاجى سيف الدوله - جناب صاحب ديوان - سركار ايلخانى - امين دربار ميرزا هاشم خان - ميرزا عباس خان - جناب حاجى علاء الملك - جناب حاجى ميرزا عباسقلى . و نزاعى كه حاجى عمو از بابت ملك روضه ( ؟ ) مرحوم اكبر ميرزا در آذربايجان با جناب صاحب ديوان داشت ، در مجلس ميرزا رضاى بيان الملك شرحى نوشتند به حاجى ميرزا مهدى كلانتر كه به مجلس و جناب آقاى امين الدوله رجوع شود كه آدم بفرستند از تبريز مفروز « 1 » نمايند . خلاصه ناهار آوردند صرف شد و چهار و نيم به غروب مانده متفرق شديم آمديم خانهء حاجى ميرزا رضا قلى . ميرزا محسن هم بود چاى صرف شد . طرف عصر فرستادهء مقرب الخاقان ميرزا عبد اللّه خان پيشخدمت خاصه خبر كرد كه آنجا بروم و آنجا رفتم . شيخ عيسى آنجا بود و يكى دو نفر متفرقه بودند . نقيب السادات هم آمد . سيد احمد شوشترى هم آمد . يك فنجان چاى صرف شد و قدرى آنجا حرفهاى متفرقه گفته شد . و حالا كه نيم ساعت به غروب مانده است منتظرم كه اسب بياورند بروم خانهء والدهء ميرزا حسين خان . آنجا شيخ عيسى بود . نقيب السادات هم آمد و تفصيل شكار پلنگ اعليحضرت همايونى را كه در جاجرود شده است مذكور كردند . و امروز به مير شكار خلعتى مرحمت شده بود . و يك ساعت به غروب مانده حاجى حميد بيك مىگويد جناب مستطاب مشير الدوله با كالسكه ازين كوچه عبور مىفرمودند احوال‌پرسى كردند و رفتند . و امروز گفتند اعليحضرت همايونى روحنا فداه با آقاى نايب السلطنه در « سوره » تشريف برده و جناب صاحب ديوان هم بودند . امروز نواب ايلخانى در باغ به حضور مبارك با آقاى وزير رفتند و بعد از مراجعت در مجلس آمدند . و شب را در اندرون بودم . چاپار تبريز كاغذ ميرزا يوسف خان را به خط ميرزا غلامحسين آورد با يكصد و پنجاه تومان . پنجاه تومان برات تجارتى حوالهء عادل الملك پسر سليمان بيك . يكصد تومان ايمپريال نقد در بستهء پيچيده ، چاپار به حاجى حميد داده بود آورد . و قبض چاپارخانه را مهر كردم و ايمپريالهاى نقد را دادم به والدهء ميرزا حسين خان كه نگاه دارد براى مخارج كه فردا به مصرف برسد .
هامش
( 1 ) - اصل : مفروض .