ساعت و نيم به [ اتمام ] روز مانده است پشت كرسى نشستهام . احتمال دارد جناب مستطاب آقاى امين الدوله بيايند . و از اندرون يكى از غلام بچههاى آقاى عزيز السلطان آمد ميرزا على اكبر خان را بردند اندرون . مىگويند امروز موكب مبارك وقت عصر از جاجرود تشريف مىآورند . و جناب مستطاب آقاى امين السلطان هم در قم رفتهاند .
ديگر خبرى ندارم . و امروز چند قاشق آب نخود آب خوردم . و طرف عصر جناب آقاى نصر الملك دام اقباله اينجا آمدند يك ساعت متجاوز اينجا بودند . و حاجى ميرزا رضا قلى حكيم هم تا مقارن غروب اينجا بودند . آقا ميرزا محسن هم آمده بود قدرى با آنها حرف زديم و غروب رفتند . و ميرزاى وزارت خارجه اينجا آمد براى مذاكرات كار سليمان بيك قدرى گفتگو شد و رفت . و اعليحضرت همايونى نيم ساعت به [ پايان ] روز مانده تشريف آوردند . صداى شيپور سلام را شنيدم . وقتى كه جناب نصر الملك اينجا بودند و حاجى ميرزا رضا قلى و ميرزا محسن هم بودند ، ميرزا على اكبر خان حكيم ناظم الاطبا هم آمد حالت مرا ديدند . وعده داد دو سه روز ديگر ان شاء اللّه درد پا رفع مىشود . خانم شاهزاده هم اينجا آمده بودند درست مرا نديدند . آقا على و اصغر خان و ساير رفتهاند . الحال كه نيم ساعت از شب گذشته است مريم خانم و ساير دخترها اطراف من نشستهاند مرا مشغول كردهاند . درد پايم هم قدرى كم [ شده ] است و منتظرم كه روضهخوانها بيايند ان شاء اللّه ذكر مصيبت جناب سيد الشهدا ( ع ) بشود . حاجى حميد بيك مىگويد جناب مستطاب آقاى امين السلطان دو روز است وارد قم شدهاند . و حالا كه دو ساعت از شب گذشته آقا سيد حبيب و نقيب السادات براى روضه آمدهاند . قدرى انار و نارنگى و ساير كه براى آمدن جناب امين الدوله مهيا كرده بودند حاجى حميد بيك حاضر كرد صرف شد . و حالا آقا سيد حبيب و غيره مىگفتند نظام الدوله ميرزا ابراهيم خان از كردستان معزول و احضار شدهاند . صدق و كذب را نمىدانم . و آقا سيد حبيب و آقا سيد اكبر شاه روضه خواندند ، شام صرف شد آنها رفتند . در ساعت پنج بعد از خواندن ادعيهء شب جمعه و نماز خوابيدم . درد پا هم امشب كم است .
به تاريخ روز جمعه 8 شهر رجب المرجب 1307
امروز در اندرون كه حقيقة بدتر از بيرون شده است ميرزا جواد خان سعد الدوله آمد قدرى حرف زديم و آدمها هم بودند . ميرزا حسين خان و حاجى حميد بيك رفتهاند زيارت حضرت عبد العظيم ( ع ) . و من وقت ناهار شد ناهار را آقا على آورد ، آش آب ليمو