مرحوم قائم مقام و چند نفر آنجا بودند . و جناب آقاى امين السلطان در اندرون بودند . و آنجا يك قليانى منزل حاجى ايلخانى كشيدم . و برادر ايلخانى هم پنج روز است آمده است آنجا بود . بعد از آن دو كلمه به جناب امين السلطان نوشتم احوالپرسى كردم دادم به ميرزا كريم به اندرون بفرستد . و از آنجا آمدم اندرون والدهء ميرزا حسين خان قدرى كتاب خواندم و شام خوردم خوابيدم . و امروز به آقا على گفتم برود نزد جناب ميرزا عباسقلى براى تحقيق فقرهء حساب او كه حوالهء ميرزا يوسف خان و خلخال بود . و امروز آقا على مىگفت كه سليمان بيك گفته است كه اين خانهء شهرى را در ده هزار تومان گفتهاند مشترى هستند . من گفتم اگر راست [ مىگويند ] من مىفروشم ، يعنى كسان حاجى سقاباشى و آقاى امين السلطان مشترى هستند .
روز شنبه 3 شهر جمادى الثانيه اودئيل 1307
صبح زود برخاستم سر حمام وضو گرفتم و آمدم نماز كردم و قنداغى خوردم .
اصغر خان گفت ديشب امين الاطباء را ديدم گفت خوب است به توسط امين خلوت و سيف الملك با جناب امين السلطان مذاكره بكنيد . و سيد احمد شوشترى هم امروز صبح آمده . و حاجى حميد بيك را فرستادم كه نسخهء دواها را پيش حكيم ترجمه نمايد . حكيم نبوده است گفتم ببرد مدرسهء دار الفنون . اين دواها را محمود از مدرسهء دار الفنون از دواخانهء فرنگى گرفت آورد و هفت هزار دينار قيمت آنها را داده است : الكل 95 گرم - شربت 125 گرم - شربت گل نارنج 100 گرم - آب مقطر - عرق نعناع 4 گرم . هر روزى يك قاشق قبل از غذا ميل نمايند . و امروز ناهار با سيد احمد شوشترى صرف شد . و آقا على هم از صبح تا حالا كه يك ساعت به غروب مانده است اينجاها نيامده است . و در منزل ختم مرحوم نظام الملك هم آدم فرستادم ، اقبال السلطنه و چند نفر ديگر بودهاند . . . « 1 » و سركار ايلخانى رقعه نوشته بودند كه فردا كه يكشنبه است جناب آقاى امين الدوله منزل ايشان ناهار صرف مىفرمايند مرا هم دعوت كرده بودند . من هم وعده دادهام . و رقعه هم احوالپرسى به جناب حاجى محمد رحيم خان آقازاده سلمه اللّه كه همسايهء اين خانه است نوشتم دادم بردند . و دو سه حب قند هم با آب ليمو خوردم . و ميرزا حسين خان هم يك كمى پيانو زد . و جناب آقازاده گفتهاند كه حالا اينجا تشريف مىآورند . به فاصلهء
هامش
( 1 ) - جاى يكى دو كلمه سفيدست .