تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
دو قليانى در منزل شجاع السلطنه كشيدم رفتم منزل جناب مستطاب امين السلطان مد ظله ملاقات نمايم . چند نفر فرنگى پيش ايشان بودند ، خلوت كرده بودند . جمعى هم مثل نواب عميد الدوله و انوشيروان ميرزا و اسد اللّه ميرزاى نايب الاياله و جمعى ديگر متفرقه در ميان باغ و حياط به اختلاف نشسته بودند . من هم يكى دو قليان كشيدم . و شب بود يك ساعت و نيم از شب گذشته بود آمدم طرف منزل . آقا على و اصغر خان بودند . و تلگرافى از حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه رسيد كه سواد آن اين است : « به جناب امين لشكر - ان شاء اللّه احوالت خوب است . گويا ما را بالمره فراموش كرده‌ايد كه هيچ از احوالتان اطلاع نمىدهيد . ميرزا يوسف خان حاضر است . ما كمال مرحمت را به او داريم . وليعهد . چهارم ربيع الاول 1307 » . سواد تلگرافى از سيف الدين خان از ساوجبلاغ چهارم ربيع الاول نوشته است : « حضور جناب جلالت‌مآب آقاى امين لشكر دام اجلاله - تعليقهء تلگرافى جناب عالى را زيارت نموده از مرحمتهاى جناب عالى كمال تشكر را دارم . از حالت مخلص استفسار فرموديد از تركمان مرخصى حاصل نموده از هشترود وارد ساوجبلاغ شدم . در باب روانه نمودن آقاى ميرزا حسين خان حتى المقدور از خدمات لايقهء لازمه مضايقه نكرد . از قرارى كه نوشته‌اند بايد دو روز قبل حركت كرده باشند . در باب شمول مراحم همايونى دربارهء جناب عالى بطور اختصار مژده شنيدم . از صميم قلب تبريك مىدهم . استدعا دارم تفصيل مرحمت مخصوصه را اعلام بفرمائيد . سيف الدين . چهارم شهر ربيع الاول » . جواب نوشتم . و سليمان‌بيك قراباغى اينجا آمدند . سيد احمد شوشترى اينجا هستند و دو ساعت و نيم از شب گذشته است . بعد از آن شام آوردند . آنها رفتند من خوابيدم .

چهارشنبه 5 شهر ربيع الاول 1307

صبح آقا على و كربلائى عبدل قنداغ آوردند صرف شد . و رفتم حمام ميرزا عباس سر و روئى شسته بيرون آمدم . امين الشرع محرر جناب آقاى امام جمعه سلمه اللّه اينجا آمدند توسط مىكردند كه فانوسى از من نايب محمد على به يك نفر سيد صحاف سپرده است . حالا سيد مىگويد مفقود شده است از او مطالبه مىكنند . قدغن نمائيد از او مطالبه نكنند . و تكليف شاقى بود كه اين سيد كرده است . فانوس را امانت گرفته‌اند و به او سپرده بودند به او رد نمايند . اين سيد صحاف آدم خوبى نيست . خلاصه او رفت . سيد رضاى