تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
بها » از او گرفته شد كه چهل تومان مخصوص عملهء صندوقخانه و شصت تومان براى ميرزا حسين خان باشد . امير نظام » .

به تاريخ روز يكشنبه 2 شهر ربيع الاول

امروز جناب حاجى محمد رحيم خان آقازاده . . . « 1 » قراباغى ، حاجى كاظم صراف ، آقا مهدى صراف ديدن من آمدند . بعد از آن سركار و الا ايلخانى اللّه قلى ميرزا آمدند . ايشان رفتند دربخانه . وقت ناهار شد نقيب السادات و سيد ابو الحسن و سلمان بيك اينجا ناهار خوردند و رفتند . و من قدرى خوابيدم . طرف عصر مقارن غروب رفتم خانهء حاجى علاء الملك كه شب مجلس روضه بود . سال مرحومهء افتخار السلطنه مادر ايشان را مىدادند : جناب امام جمعه ، جناب آقا سيد عبد اللّه و جمعى آقايان . . . « 2 » بودند . جناب مستطاب آقاى مشير الدوله هم تشريف داشتند و زود قبل از شام رفتند . و دو سه نفر روضه خواندند . شام بسيار خوب مأكولى هم دادند . بعد از شام آمدم منزل خوابيدم .

روز دوشنبه 3 شهر ربيع المولود اودئيل 1307

موافق اخبار حضرت اجل آقاى امين السلطان وزير اعظم رفتم ايشان را ملاقات كنم دربخانه رفته بودند . من هم رفتم در ميان باغ . اسبابهائى كه از فرنگستان ابتياع كرده بودند در تالار شمس العماره جابه‌جا كردند . قبلهء عالم روحنا فداه هم تشريف آوردند . آنجا خودى نشان دادم . كرهء بزرگى كه از فرنگستان ابتياع فرموده بودند قدرى عيب كرده بود مقرر فرمودند معز الملك و نجم الملك بدهند درست كنند . و يك كرهء بزرگ ديگر هم به جناب آقاى امين السلطان مقرر فرمودند بنويسند بياورند . بعد از آن اعليحضرت همايونى با حضرت اجل آقاى امين السلطان دام اقباله و جناب مستطاب اجل آقاى امين الدوله دام اقباله در باغ گردش و فرمايش مىفرمودند . من در منزل جناب مستطاب اشرف مشير الدوله با سركار ايلخانى دام اقباله مهمان بوديم رفتم . ناهار بسيار مأكولى صرف شد و چند دست تخته نردبازى كرديم . از آنجا آمدم منزل جناب حاجى ميرزا عباسقلى را ديدن كردم و از آنجا در خانهء جناب مستطاب آقاى امين الدوله قدرى
هامش
( 1 ) - جاى كلمه‌اى سفيد است . ( 2 ) - در اينجا كه انتهاى صفحه است تقريبا تمام سطر در فيلم محو شده است و متأسفانه خوانده نمىشود .