نشستم . جمعى متفرقه آمدند . بعد از صرف چاى و قهوه و قليان و غيره آمدم طرف منزل وقت مغرب بود . يك ساعت و نيم از شب گذشته وقايعنگار و ميرزا محسن و عبد اللّه خان و مهديقلىبيك پيشخدمت حاضر بودند ، حرفهاى متفرقه مىگفتند تا بعد چه شود . و امروز خبر دادند حسام الملك حكمران كرمانشاهان فوت شده است . از قرارى كه مىگويند دو كرور متجاوز از ملك و غيره ملكيت داشته و دختر مرحوم معتمد الدوله فرهاد ميرزا كه تازه زن او شده است مبلغى هشت يك مىبرد . و اين زن تا به حال مال چهار شوهر را گرفته است .
به تاريخ سهشنبه 4 شهر ربيع الاول
امروز بعد از اداى نماز و غيره جناب آقاى امام جمعه و دو سه نفر اتباع ايشان تشريف آوردند . يك ساعتى توقف داشتند و قدرى صحبتهاى متفرقه شد و تشريف بردند . تقىبيك طسوجى آمد و دو سه نفر از اهل تبريز و ميرزا عبد الغفار منشى آمدند با جناب مشير السلطنه آقا ميرزا احمد ديدن كردند . قدرى حرف زديم و رفتند دربخانهء مباركه . و جناب مشير نظام ميرزا محمود خان در كاغذ ايشان اظهار خصوصيتى كرده بودند و در موقع حركت والدهء ميرزا حسين خان از تبريز كالسكه و يدك و غيره تا باسمنج فرستاده بودند . و من فرستادم آقا ميرزا امين و آقا محمد گماشته و آدم مرحوم داداش بيك را بياورند . و ميرزا على اكبر خان را امروز جناب شيخ درسى داده بود . وقت ناهار سيد شوشترى و ميرزا عبد الوهاب بودند . و ميرزا مرتضى حكيم آمد دستور العمل براى مداواى من از اين قرار نوشت : ايارج قيقرا يك مثقال دو دانگ ، . . . سفيد يك مثقال ، چهار دانگ ، نمك هندى چهار دانگ ، گل گاو زبان دو سير ، پرسياوشان دو سير ، رازيانه دو سير ، بادرنجبويه دو سير ، خارخسك دو دانگ جوشانيده صاف شود با گل بنفشه آفتابى چهار مثقال دو روز ميل نمايند . تخم حنظل حسب الميل چهار دانگ ، باديان . . .
دو مثقال ، نبات دو مثقال . روز دويم بعد از شرب دوا دو آب را تاجريزى ، « 1 » كليل الملك سه مثقال ، شكر سرخ دو مثقال دم كرده ، گزنگبين علفى دو مثقال ، . . . « 2 » اماله نمايند . و قدرى خوابيدم . جناب نقيب السادات آمد قدرى حرف زديم . و من دورشكه خواستم رفتم منزل امير الامراء العظام شجاع السلطنه و خواستم طبيب فرنگى را ببينم سوار شده بودند .
هامش
( 1 ) - كلمات ناخوانا .
( 2 ) - كلمات نقطهچين به خط امين لشكر است كه خوانا نبود .