تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
« دلفان » كه حالا در دولت‌آباد ملاير سكنى دارد و اسم او سيد محمد رضا آمد چادر من مهمان من شد و خواهش دارد كه به جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم خواهش كنم است يك خلعتى هم به او بدهند . و عمواقلى منسوب جناب مستطاب عضد الملك كه شخص خوبى درويش است آمد چادر من قدرى نشست و حرف زديم و رفت . ميرزا على اكبر خان از اندرون آمد او را فرستاديم خدمت جناب آقاى عضد الملك دام اقباله كه خدمت ايشان برسد . و حالا كه دو ساعت از شب گذشته است در منزل قشلاق هستيم و در چادر نشسته‌ايم . و امروز تلگرافى از تبريز از ميرزا حسين خان رسيد كه احوال‌پرسى كرده نوشته بود سلامتى حاصل است و نوشته بود كى بيرون بيائيم . من نوشتم هرچه زودتر بيرون بيائيد بهتر است و ميرزا على اكبر خان به حمد اللّه به سلامت است .

روز جمعه 22 شهر صفر المظفر اودئيل 1307

امروز صبح بعد از نماز و ادعيه و غيره رفتم چادر جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم كه با ايشان در ركاب مبارك بيائيم . آنجا آقاى حكيم الممالك و جمعى ديگر بودند و موكب مبارك حركت فرمودند . من هم در كالسكهء جناب مستطاب آقاى امين السلطان دام اقباله بودم . و عزيز خان خواجه هم بود . و من يادداشتى در يكى دو فقره كار براى خودم نوشته بودم در كالسكه به حضرت آقاى امين السلطان [ دادم كه ] در موقعى اقدام بكنند . و در كالسكه قدرى حرف زديم . و جناب آقاى امين السلطان از اسراف و زيادتى مسكرات و مشروبات كه شبها صرف مىكنند شكايت داشتند و از عدم مراقبت و اقدام به كارهاى عمدهء مملكت كه در خيال نيستند ناله داشتند و حق با ايشان بود . و در سوارى آقاى علاء الدوله آمد در كالسكه به جناب مستطاب امين السلطان دام اقباله ابلاغ كردند كه اعليحضرت همايونى روحنا فداه مقرر فرمودند كه قرار بود بيست و چهارم موكب مبارك وارد شهر طهران بشود ، حالا تغيير كرده و مىفرمايند روز يكشنبه از دروازهء عشرت‌آباد به سلامتى وارد مىشوند و روز شنبه بيست و سوم در . . . « 1 » و دوشنبه بيست و پنجم در حد شهر است . و ابلاغى به حضرت و الا آقاى نايب السلطنه روحى فداه فرموده بودند كه همان يكشنبه ورود و سلام خواهد بود . و آمديم در چادر
هامش
( 1 ) - جاى محل سفيدست .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 220 | ميرزا قهرمان امين لشكر