تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

[ دوشنبه 27 ] - نسخهء روزنامهء 25 و 26 محرم الحرام را بايد پيدا كرد و نوشت « 1 »

امروز موكب مبارك همايونى در باسمنج متوقف بودند . نقاهتى در مزاج مبارك بود . و امروز بعد از ناهار ميرزا على اكبر خان كه در اين سفر با آقاى عزيز السلطان به طهران مىآيد از جانب همايونى آمد مرا احضار كردند . رفتم به خاكپاى مشرف و مفتخر شدم . اعليحضرت همايونى اظهار مرحمت نسبت به من فرمودند و فرمودند به طهران مىآيى مشغول خدمت مىشوى و فرمودند كه لينت در مزاج ما حاصل شده . عرض شده بود از خوردن ميوه‌جات است . فرمودند آب و هواى اينجاها سازگار نشد و مقرر فرمودند كه به حضرت و الا وليعهد روحى فداه ابلاغ شود كه از كوزه و ظروف ليوان بفرستند يك قدرى بياورند تحويل آبدارخانه بدهند . و من هم ده عدد مجيدى دادم آقاى عزيز السلطان براى تصدق به خاكپاى مبارك تقديم نمايد به صيغهء تصدق . حاجىلله آنجا بود . شيرينى و چاى و غيره در چادر عزيز السلطان صرف شد . از آنجا آمدم نماز كرده شب را در چادر جناب مستطاب امير نظام دام اقباله بودم . قدرى بازى كردند با خانبابا خان و غيره و شام آنجا صرف شد . و محمد على كالسكه‌چى كه در شهر بود آمد و والدهء ميرزا حسين خان از او توسط كرده بود . و ميرزا يوسف خان در شهر است . و امروز عصر وقت غروب منزل جناب مستطاب اجل آقاى امين السلطان دام اقباله رفتم . صاحب جمع و چند نفر بودند . و جناب امير نظام هم آمدند . آقاى امين خلوت هم بودند . تا دو ساعت از شب گذشته آنجا بوديم . . . « 2 » كه جناب امير نظام براى مردم استدعا داشتند و نوشته دادند . جناب مستطاب آقاى امين السلطان دادند به آقاى امين خلوت به خاكپاى مبارك بدهند .
هامش
( 1 ) - اين كلمات را امين لشكر به خط خود در حاشيه نوشته است . ( 2 ) - دو سه كلمه سفيد مانده است .