تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
افتاد ، كانهم حمر مستنفره فرت من قسوره « 1 » . هرچه از شمشير قزلباش ، نجات يافتند ، رو به‌جانب بلاد تركستان فرار نمودند . و سپاه قاجار ، از مرد و زن و بزرگ و كوچك ايشان را زياده از شمار كشتند و خانه‌ها و خيمه‌ها و اسباب ايشان را به آتش سوختند . و حسب الامر سلطان جهان‌مطاع رشيد قهار ، آقا محمد خان كشورگير جهان‌كدخداى والاتبار ، دم چهار دروازهء استرآباد ، چهار كله‌منار ساختند . و لشكر قاجار و اهل مازندران ، هرقدر كه توانستند ، از اموال و اسباب تركمان‌ها با خود بياورند ، آوردند . و هرچه نتوانستند بياورند ، يا به آتش سوختند ، يا به رود گرگان ريختند . و آن سلطان جهانگير ، اسيرهاى بسيار از ايشان به‌دست آورده و سالما ، غانما ، مظفرا ، منصورا ، با دبدبه و كوكبهء شهنشاهى ، چهل روز پيش از عيد نوروز ، وارد شهر تهران شده و به لشكرآرايى مشغول گرديده . و دو ماه بعد از عيد نوروز ، با دبدبه و كوكبهء پادشاهى و دستگاه جهان‌پناهى ، با لشكر آراستهء بسيار و آتشخانهء بىشمار ، از دار الخلافهء تهران ، بيرون آمده و به‌جانب دارالامان كرمان شتافته . و سپاه ظفرهمراهش قلعهء شهر كرمان را مانند نگين انگشترى در ميان گرفتند و مدت نه ماه از بيرون و درون قلعه به جنگ و جدال پرداختند . و جهان‌پهلوان دلير شيرگير اژدرشكار ، اللّه ويردى خان ، يكه‌بهادر نامدار افشار ، جليس و انيس و نديم و مستحفظ آن خديو نيو جم‌اقتدار ، از كمين‌گاه ، به گلولهء تفنگ ناكسى بىاعتبار ، خلد آشيان شد . آخر الامر ، قلعهء كرمان را به ضرب و زور و قهر و غلبه ، مفتوح و مسخر نمودند . و حسب الامر آن سلطان دادگستر حق‌پرست باتمييز قهار ، اموال اهل كرمان را به غارت و تاراج و اهل و عيالشان را به اسيرى بردند و شهر كرمان را خراب و بىآب و تاب نمودند . والاجاه ، لطف على خان زند دلير شيرگير ، فرار نموده ، به زابلستان رفته . او را به خدعه
هامش
( 1 ) - به خران رمنده‌اى مانند ؛ كه از پيش شيرى گريزان شده است . قرآن مجيد ، سورهء 74 ، آيات 51 - 50 .