[ آقا محمد خان ]
اما بعد ، اهل شيراز ، با كمال اكرام و اعزاز ، والاجاه ، سلطان السلاطين هفت كشور ، خاقان الخواقين بحر و بر ، داراى دادگستر ، پادشاه لشكرآراى رعيتپرور ، مستحق تخت و نگين و چتر و افسر ، خسرو منصور و مظفر ، آقا محمد خان صفوى قاجار فرخندهمحضر را با موكب همايونش داخل شهر شيراز نمودند . آن سلطان باتمييز قهار ، فى الفور ، از روى مصلحت ملكى ، امر فرمود حصار دور شهر شيراز را از بن و بيخ برآوردند و خندقش را پر كردند و اهل شيراز را احسان و انعام و نوازش بسيار نمود . و تمشيت امور فارس ، به وجه احسن داده و حاجى ابراهيم كلانتر فارس « 1 » را عالىجاه ، حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله و وزيراعظم خود گردانيد . و از شيراز ، با دبدبه و كوكبهء شاهنشاهى ، بهجانب رى كه مقر سلطنتش بود ، شتافته . و در اول قوس « 2 » ، از شهر تهران ، با دبدبه و كوكبهء پادشاهى ، با لشكرى آراسته و در ميان برف و باران ، بهجانب مازندران رفته و در شهر استرآباد ، نزول اجلال نمود .
چون ايلات تركمانيه ، از كوكلان و يموت ، به اطراف و جوانب ايران ، دائم به غارت و تاراج نمودن و اسير كردن مسلمانان اشتغال داشتند و هيچكس از عهدهء دفع شر و فساد ايشان برنمىآمد ، آن والاجاه ، رايت همتوالا برافراخت و به نيت جهاد فى سبيل اللّه ، خود را در ورطهء رنج و مشقت انداخت . و از اعيان ايل جليل قاجار ، چهار سردار ، هريك را با لشكرى خونخوار ، به دشت گرگان ، بر سر ايلات تركمان فرستاد . و از دو جانب ، محاربه و مقاتلهء بىحد و نهايت برپا شد . و شكست فاحشى در سپاه تركمان
هامش
( 1 ) - وى كسى است كه پيشتر ، آقا محمد خان را در فرار از شيراز ، يارى داده بود .
( 2 ) - آذر .