بايد مراسم خدمتگذارى ، از آوردن اكل و شرب و اعزاز و اكرام به جاى آورند . اتفاقا يك چاكرش در اين باب ، قدغنش را شكست . او را بسيار زد و او را از چاكرى خود ، اخراج نمود و در بيرون قلعهء ده كرد ، دكان خبازى و بقالى و قصابى و علافى قرار داده كه اگر سوارى يا پياده از آن راه بگذرد و نتواند كه داخل مهمانخانهاش بشود ، ما يحتاج خود را از نان و نانخورش و كاه و جو از آن دكانها بگيرند . غفر اللّه له . . .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٤٣٤