سال بيشترك نموده و صاحبقرانهاى « 1 » بزرگ ، از انبيا و سلاطين را ذكر كرده ، از توفان نوح تا توفان ديگر ، و همهء احكامش راست و درست است . »
به خدمتش عرض نمودند كه : « تو ، تصديق قول جاماسب گبر مىنمايى و تكذيب قول معصوم مىكنى . »
فرمود : « معصوم ( ع ) هرگز سخن نامعقول نفرموده . اين سخنهاى نامعقول ، افتراى محض است به معصوم . ما ، مسلّم مىداريم كه خر دجّال ، سى فرسخ ، طول و ده فرسخ ، عرضش مىباشد ، چنانكه در كتابها نوشتهاند . و ما شنيدهايم البته طول و عرض دجّال هم بايد ده - بيست فرسخ باشد . و هر گام آن خر را يك فرسنگ مىگويند . آيا اين خلايق ، با او چگونه مىتوانند همراهى نمود و جامهء دجّال و پالان خرش را در كدام دستگاه ، بافته و دوخته مىشود ؟ و آذوقهء يكشهر ، در يك روز ، كفايت دجّال نمىكند و صد هزارهزار ، انبار كاه و جو ، در يك روز ، كفايت خرش نخواهد نمود . و با يك رود عظيم ، مانند دجلهء بغداد و اگر عرعر كند . . . ، اهل عالم ، هلاك شوند و اگر سرگين بيندازد ، راهها مسدود مىشود و اگر شاش كند ، صدهزار مريد را سيل خواهد برد . و اگر از اصفاهان خواهد به كاشان برود ، از تنگ ميان دو كوه قهرود « 2 » ، چگونه گذر خواهد كرد ؟ »
عرض نمودند : « ميان دو گوش آن خر ، يك فرسخ و ميان دو دست و پاهايش دو فرسخ مىباشد . يك دست و پا به پشت كوه جانب راست و يك دست و پا به پشت كوه جانب چپ مىگذارد و مىرود . » فرمود : « خايههاى بزرگش در ميان دو كوه ، گير خواهد نمود . » و بسيار خنديد و فرمود : « ما از اين افسانهها و مزخرفات ، بسيار شنيدهايم . خدا ، ما را عقلى ارزانى نموده كه به آن عقل ، بايد او را بشناسيم و حق و باطل را از هم فرق كنيم و نيك و بد را از هم امتياز دهيم . ما اين قدر فهميدهايم كه امر محال ممتنع است . شتر از سوراخ سوزن ، بيرون رفتنش امريست محال و ممتنع ، و السلام . »
هامش
( 1 ) - يعنى كسانىكه در زمان ولادتشان قران بزرگ ستارگان ، واقع شده باشد .
( 2 ) - در كاشان .