[ داستان صفات نادر افشار ]
داستان تعريف صورت و سيرت و شكل و شمايل والاجاه ، نادر قلى خان صاحبقران افشار قرخلو ، چاكر اخلاصشعار خدمتگذار جاننثار درگاه ملوك ، سجدهگاه خاقان خلد آشيان ، شاه تهماسب ثانى كه به سبب حسن خدمات ، مسمى به تهماسب قلى خان شد و آخر الامر ، به درجهء عاليهء شهنشاهى رسيد ، به آن قسمهايى كه مرحوم ميرزا مهدى خان منشى الممالك ذكر نموده « 1 » .
اما بعد ، بر ارباب دانش و بينش ، پوشيده مباد كه والاجاه ، نادر قلى خان ، مسمى به تهماسب قلى خان ، يعنى غلام اخلاص فرجام شهنشاه اسلامپناه ، شاه تهماسب ثانى ، سلطان السلاطين عصر خود ، نادر پادشاه صاحبقران تاجبخش باجگير كشورستان كه از روى قابليت و استعداد ، بالاستحقاق ، چهار تاج بر سر زد و ايل افشار قرخلو را ايل جليل مفتخر و مباهى بر همهء ايلها نمود ، مردى بوده با كمال مهابت و صلابت و عظمت و مناعت و شجاعت و سخاوت و عقل و فطنت و كياست و فراست و عدالت و انصاف و پر حلم و حوصله ، بسيارگو و بسيارشنو و راستگفتار و درستكردار و سختميثاق و نيكوعهد و باوفا و باادب و باحيا و باحساب بااحتساب و دوستنواز و دشمنگداز و بسيار غيور و لجوج و متعصب بوده . و قامتش بلند و موزون و بسيار سرخرو و سرخمو بوده و سرش بزرگ و پيشانيش فراخ و گوشش بزرگ و دهانش بسيار فراخ و چشمانش فراخ و ابروهايش به هم پيوسته و پرمو و دراز و گردنش ستبر و ريشش كوتاه و پرمو و سبيلش دراز و پرمو كه از بناگوشش مىگذشته و ميان دو شانهاش بسيار پهن و ميانش بسيار باريك و دستهايش بسيار بسيار دراز و بازوهايش بسيار ستبر و انگشتانش دراز
هامش
( 1 ) - منظور ، استر آبادى ، منشى الممالك نادر شاه ، مؤلف دو كتاب مهم جهانگشاى نادرى و درهء نادره است .