تشيع و احسان ، مسدّد مناهج بغى و عدوان از اهل بيت و شيعيان آخرالزمان ، مجدّد قواعد دين قويم و ايمان ، مظهر آثار جلالت و عظمت و زنگزداى از آيينه ملك و ملت ، حكمانداز سهام تدابير مملكت ، مبطلنماى اخبار رجال شجاعت ، پناه دين و ايمان ، يعنى نواب فردوس مكان شاه اسماعيل صفوى موسوى بهادرخان - طاب ثراه و جعل الجنة مثويه - وقتى كه ركاب دولت و امارت را به شرف پاىبوس حضرت خود مشرّف و مزيّن نمود و نگينخانه زين را به گوهر شاهوار وجود ارجمند خويش مزيّن فرمود ، چنانچه شاعرى در مدحش گفته :
بيت
آن عربزادهء مجنونروش دشت نبرد * آنكه چون فكر منجّم بدود فوق سما
بر تو آراسته زين همچو نگين بر خاتم * شاه چون نقش بدان صدر نگين ساخته جا
پس آفتاب ظهورش از كوهسار عوايق امور تيغ كشيده ، پرتو عدل و احسان بر بعضى از ممالك ايران انداخت ، بخت جوانش نوخط دميدن سبزه دولت و تيغ عزيمت جهان گشايش هنوز نيمكش نيام انتظار فرصت بود كه خاطر مباركش را هواى جانفزاى اين معنى بر سر افتاد كه من بعد خطبا بر منابر ارتقى ، و در لعن و طعن . . . . بىوفا خوددارى ننموده ، نهال تولّى را از پيوند تبرّى مثمر ثمر رستگارى