بيت
من شه كامران بودن بهر خود ( كذا ) * گر نباشد مدّعا ، حاصل چه سود ؟
آنگاه به نحوى كه در بعضى از تواريخ مذكور و در بعضى بطون صحايف مسطور است كه در خواب آن خسرو نامدار به نوعى كه جناب حيدر كرّار تعليم فرمودهاند به عمل آورده ، فرمان همايون اعلى به نفاذ امر آن شهريار كامكار و آن شير بيشه هيجاى روزگار ، خطبا و مؤذنان و تبرّائيان و ساير شيعيان ، كه سالهاى سال و قرنهاى بيشمار منتظر چنين امر و روزى بودند و دندان صبورى بر دل و جگر مىافشردند ، تبرزين زبانهاى طعن و لعن را آختند و بىانديشه و محابا از مخالفان دغا به اعلان اين خجسته كلام حق پرداختند - و الحمد للّه ربّ العالمين و صلوات اللّه و سلامه على المرسلين - تا غايت حال ، گلشن اسلام و ايمان بانواست و از تنقيه و اجراى قنات منطمس اين سنّت سنيّه سيراب و تازه و برجاست ؛ از زمان طلوع آفتاب اين دولت به عون الهى و توجه صاحب ملت و حضرات اهل بيت رسالت - عليهم صلوات اللّه و سلام اللّه و رحمته - و روزبهروز گلهاى احكام و مذهب جعفرى از فيض هواى جانفزاى بهار دين اثناعشرى در پروردن و باليدن و صبح و شام باران نعمت نامتناهى از فضل الهى و از سحاب همّت والاى شاهنشاهى ، برگشت احوال ارباب فضل و كمال حتى بر صاحبان كشف و حال و بال در باريدن سلطان شرع و فرمان دين به يارى اين صاحبدولتان ابدقرين ، هميشه با فرّ و شكوه و مباشران رتق و فتق امور شرعيّه را از حمايت اين دولت روزافزون