تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
معروف و مشهورتر است در بلاد بنديلكهند بوده است و ديگر كه اينجا مقصود است ظاهرا در نواحى ملتان ( از بلاد سند ) چنان كه بعضى از كتب تواريخ بر آن شاهد است : « اسرائيل كه جدّ سلاطين روم است سلطان محمود [ او را ] گرفته در قلعهء كالنجار [ در ] حوالى ملتان بند كرد » ( تأريخ جهان‌آرا للقاضى احمد غفارى
Or . 141 , f . 78 b
) ، « [ سلطان محمود ] پسر سلجوق را كه از پهلوانان روزگار بود با دو پسر بملتان فرستاد و همانجا درگذشت » ( تأريخ محمّدى
Or . 137 , f . 207 b
) « سلطان محمود اسرائيل را مقيّد ساخته در ساعت بجانب هند فرستاد كه در قلعهء كالنجر در حدود ملتان او را نگاه دارند » ( تاريخ الفى
Add . 16 , 681 ; f . 396 b
) ، ( 41 ) - ص 94 س 8 ، ابو سهل حمدويى ، در كتب تواريخ مثل ز ن و آ ا و تاريخ بيهقى همه‌جاى ابو سهل حمدونى ( بالنّون قبل الياء الاخير ) است و آن غلط و تصحيف است و صواب حمدويى است چنان كه در متن ماست ، دوست فاضلم ميرزا محمّد قزوينى نشان داده‌اند كه ترجمهء حال وى در تتمّة اليتيمة اللثّعالبى موجود است ( نسخهء پاريس
Arabe 3308 , f . 569 a
) و آنجا اين كلمه را « الحمدوءى » ( كذا بعينه ) نوشته است ، و نيز فرّخى را در مدح وى قصيده‌ايست كه در آن « حمدوى » را با كسروى و مانوى و شوى قافيه بسته است :
اى قصد تو بديدن ايوان كسروى * انديشه كردهء كه بديدار آن روى ايوان خواجه با تو به شهر اندرون بود * ديوانگى بود كه تو جاى دگر شوى آنكس كه هردو ديده مر ايوان خواجه را * بسيار فضل ديده بر ايوان كسروى